|
ادای حقوق دیگران از اهمیت خاصی برخوردار است و در تمام شئون اجتماعی مسلمانان نمود و جایگاه ویژه دارد، حضرت علی(ع) از جمله شخصیتهایی است که به این موضوع به شایستگی اهمیت داده و رویکرد خاصی نسبت به حقوق مختلف داشت . علمای اسلام اعتقاد
دارند که هیچ مسأله ای بعد از توحید به اهمیت حق و عدل نمی رسد همانطور که مسئله
توحید در تمام اعتقادات دینی و اخلاقی مسلمانان ریشه دارد، مرور دیدگاههای حضرت
علی(ع) در این زمینه، ارزشمند و سازنده است :
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۱۲ساعت 18:24  توسط
|
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۳/۳۱ساعت 20:29  توسط
|
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۳/۳۱ساعت 19:24  توسط
|
زیر بند انگشت دشمنان انقلاب را له کردیم هموطنان مقیم خارج نیز همگام با مردم ایران آماده اند در دهمین انتخابات ریاست جمهوری به طور گسترده شرکت کنند. به گفته رئیس ستاد ایرانیان مقیم خارج در وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران ، علاوه بر امریکا و سه کشور اروپایی ، سفارتخانه ها ، نمایندگیها و کنسولگریهای ایران در کشورهای مختلف از جمله مالزی ، هند ، پاکستان ، ارمنستان ، ایتالیا ، انگلیس ، قزاقستان ، قرقیزستان و ازبکستان نیز برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران و اخذ رای از ایرانیان مقیم خارج ، تمهیدات خاصی در نظر گرفته اند. پاکستان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران از ساعت 8 صبح به وقت محلی در پاکستان با حضور پر شور ایرانیان مقیم این کشور آغاز شد. ایرانیان مقیم اسلام آباد با حضور در محل سفارت جمهوری اسلامی ایران آراء خود را برای انتخاب رئیس جمهوری اسلامی ایران به صندوق های رای می ریزند. شاکری سفیر جمهوری اسلامی ایران در پاکستان در گفتگو با خبرنگار صدا و سیما در اسلام آباد گفت : همه امکانات برای برگزاری هر چه بهتر این انتخابات برای ایرانیان مقیم پاکستان فراهم شده است. گزارش خبرنگار صدا و سیما همچنین حاکیست رای گیری در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران در پاکستان علاوه بر اسلام اباد در شهرهای لاهور، کویته، پیشاور و کراچی نیز از ساعت 8 صبح به وقت محلی در محل نمایندگیهای ایران در ایران شهرها آغاز شده است. هند دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران از ساعت 9 صبح به وقت محلی در شهرهای هند با حضور پر شور ایرانیان مقیم این کشور آغاز می شود. ایرانیان مقیم هند با حضور در سفارت ، کنسولگری ها ، مساجد و اماکن از پیش تعیین شده ، ؛ آرای خود را برای انتخاب رییس جمهوری اسلامی ایران به صندوق های رای می ریزند. سید مهدی نبی زاده سفیر ایران با بیان اینکه همه امکانات به منظور برگزاری هرچه بهتر این انتخابات در پاکستان برای ایرانیان مقیم فراهم شده است خاطرنشان کرد: برای هر صندوق 6 عضو اجرایی و ناظر در نظر گرفته شده است تا انتخابات به بهترین نحو ممکن و در سلامت کامل برگزار شود. دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران در هند علاوه بر دهلی در شهرهای چندیگر، پونا، بمبئی، میسور، بنگلور و حیدرآباد برگزار می شود. چین دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران ، در پکن پایتخت چین آغاز شده است. کار اخذ رای از ایرانیان مقیم چین که پرشور در پای صندوق های رای حاضر شده اند راس ساعت هشت صبح آغاز شده است . قزاقستان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران از ساعت نه و سی دقیقه بامداد به وقت محلی در چهار حوزه اخذ رای ، در قزاقستان آغاز شده است. ایرانیان مقیم قزاقستان در شهر آستانا پایتخت این کشور در محل سرکنسولگری سفارت ایران ، در منطقه آکل در یکصد کیلومتری شهر آستانا در محل پروژه راه سازان ایرانی، در شهر آلماتی در محل سفارت جمهوری اسلامی ایران و در شهر چیمکنت در محل دائمی نمایشگاه کالاهای ایرانی آرای خود را به صندوق می اندازند. قرقیزستان ایرانیان مقیم قرقیزستان به پای صندوق های رای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران رفتند. ایرانیان در شهر بیشکک پایتخت جمهوری قرقیزستان در اوایل بامداد جمعه با آغاز به کار تنها حوزه اخذ رای در این شهر آرای خود را به صندوق انداختند. سفارت جمهوری اسلامی ایران در بیشکک امروز حوزه اخذ رای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است. مالزی ایرانیان مقیم مالزی از آغاز رای گیری برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به طور گسترده پای صندوقهای رای حاضر شدند. ایرانیان مقیم مالزی و دیگر کشورهای منطقه شرق و جنوب شرق آسیا از هشت صبح امروز به وقت محلی در شعب اخذ رای حضور یافتند. ستاد انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در مالزی برای اخذ رای از ایرانیان مقیم این کشور ، پنج صندوق ثابت و سه صندوق سیار در نظر گرفته است. رای گیری در سفارت جموری اسلامی ایران ، مجتمع آموزشی امام خمینی ، دانشگاه ام ام یو ،دانشگاه یوتی ام در شهر جوهوربارو و دانشگاه یواس ام در شهر پینانگ در حال برگزاری است. ایرانیان مقیم مالزی همچنین در دانشگاه یو پی ام ، مسجد دسا مینیوم ، مجموعه گوتا ماینز ،ساوت سی تی ، دانشگاه یو ام ، دانشگاه یوسی اس آی ، دانشگاه اپیت ، دانشگاه سانوی ، کالج کی بی یو و کالج کی دی یو آرا خود را به صندوقهای سیار می ریزند. براساس اعلام ستاد انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ، برای هموطنان مقیم سنگاپور هم در هتل شانگریلا یک صندوق ثابت در نظر گرفته شده و از هشت صبح امروز به وقت محلی اخذ رای آغاز شده است. ایرانیان مقیم اندونزی ، تایلند ، ویتنام ، فیلیپین ، ژاپن ، کره جنوبی ، کره شمالی ، استرالیا و نیوزیلند هم در محل سفارت جمهوری اسلامی ایران در این کشور ها رای می دهند. به نظر می رسد مشارکت این دوره ایرانیان مقیم شرق آیا که بیشتر آها دانشجو هستند در انتخابات این دوره گسترده تر و پرشورتر باشد. سریلانکا دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران از ساعت 8 صبح با حضور ایرانیان مقیم شهر کلمبو پایتخت سریلانکا آغاز شده است. ایرانیان مقیم سریلانکا صبح امروز با حضور در محل سفارت جمهوری اسلامی ایران ، آرای خود را داخل صندوق ریختند. بلاروس صندوق رای گیری در محل سفارت ایران در مینسک تا ساعت 18 پذیرای رای دهندگان است. رای گیری از ایرانیان مقیم بلاروس از ساعت هشت صبح امروز به وقت محلی در شهر مینسک پایتخت این کشور آغاز شده است. سوریه ایرانیانی که برای زیارت به سوریه رفته اند در کنار هموطنان ایرانی مقیم این کشور به صورت گسترده پای صندوق های رای حاضر شده اند؛ حضور زائران در پای صندوق های رای در حرم حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س) از شور و نشاط ویژه ای برخوردار است. ده هزار ایرانی در سوریه اقامت دارند و حدود هشت هزار و 500 ایرانی نیز برای زیارت به این کشور رفته اند. هفت صندوق رای در شهرهای دمشق، حلب، لاذقیه و مرز زمینی باب السلام و همچنین صندوقی سیار برای فرودگاه، منطقه داریا و منطقه امام زین العابدین در دمشق در نظر گرفته شده است. ترکیه صدها ایرانی مقیم ترکیه از نخستین دقیقه های رای گیری در پای صندوق های رای در آنکارا حاضر شدند. ازدحام ایرانیان مقیم ترکیه در شعبه رای گیری در استانبول نیز بسیار چشمگیر است. شعبه های رای گیری برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ترکیه در شهرهای آنکارا، استانبول، ازمیر و ترابوزان مستقر شده اند. ایتالیا رای گیری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران از ساعت هشت صبح به وقت محلی در ایتالیا آغاز شد. صندوق های رای گیری در سفارت ایران در رم و سرکنسولگری کشورمان در میلان مستقر شده اند. بیش از 20 هزار ایرانی مقیم ایتالیا هستند. کشورهای مشترک المنافع استقبال ایرانیان مقیم کشورهای مشترک المنافع از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در حدی است که حتی پیش از آغاز رسمی رای گیری در مقابل شعب اخذ رای در سفارت خانه ها و سرکنسول گری های جمهوری اسلامی ایران حاضر شدند. رای گیری در ترکیه و کشورهای مشترک المنافع شامل روسیه، اوکراین، مولداوی، بلاروس، گرجستان، ارمنستان، جمهوری آذربایجان، قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ترکمنستان از ساعت هشت صبح به وقت محلی آغاز شده است. بلژیک از دقایقی پیش، حوزه رای گیری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در بلژیک در محل کنسول گری ایران آغاز بکار کرد. در این دوره، برای نخستین بار یک حوزه رای گیری برای ایرانیان مقیم لوکزامبورگ نیز در نظر گرفته شده است.در اسپانیا نیز دو حوزه رای گیری در مادرید و بارسلون مستقر است. همچنین کنسول گری های ایران در لاهه هلند و لیسبون پرتغال دارای صندوق های رای گیری هستند. افغانستان رای گیری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان در محل سفارت کشورمان در کابل ساعت 9 صبح آغاز شد. یک صندوق سیار نیز برای فرودگاه کابل، رایزنی فرهنگی ایران و کمیته امداد در نظر گرفته شده است. همچنین صندوق های رای گیری در شهرهای هرات و قندهار تا ساعت 18 به وقت محلی پذیرای رای دهندگان هستند. آذربایجان استقبال هموطنان ایرانی مقیم آذربایجان از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری کشورمان کم نظیر است. صدها تن از ایرانیان ساکن باکو ساعتی پیش از آغاز رای گیری در برابر ساختمان کنسول گری کشورمان صف کشیدند. ایرانیان به صورت خانوادگی یا گروهی پای صندوق رای حاضر شده اند و حضور جوانان ایرانی بسیار چشمگیر است. علاوه بر باکو شعبه رای گیری در نخجوان نیز مستقر است. انگلیس استقبال ایرانیان مقیم انگلیس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران چشمگیر است. ایرانیان مقیم انگلیس از نخستین ساعت رای گیری در پنج شعبه لندن و ده شعبه اخذ رای در شهرهای گلاسگو، نیوکاسل، لیدز، بیرمنگهام، کاردیف، منچستر، شفیلد، برادفورد، ناتینگهام و برایتون، حضور یافتند. استقبال هموطنان به گونه ای است که در برابر حوزه های انتخاباتی، صف های طویلی تشکیل شده است. امروز روز کاری در انگلیس است و این استقبال هموطنان ایرانی، موجب شگفتی خبرنگاران رسانه های انگلیسی، از جمله بی بی سی و اسکای شده است. کشورهای شرق آسیا ایرانیان مقیم کشورهای شرق آسیا شامل اندونزی، مالزی، فیلیپین، استرالیا، ژاپن، سریلانکا، کره شمالی، کره جنوبی، تایلند، چین، هنگ کنگ، هند، بنگلادش، افغانستان و پاکستان از ساعت هشت به وقت محلی در حوزه های رای گیری حاضر شدند و آراء خود را به صندوق های رای ریختند. فرانسه رای گیری برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری کشورمان در فرانسه از ساعت هشت به وقت محلی در کنسول گری کشورمان در پاریس آغاز شد. بسیاری از هموطنان ایرانی مقیم فرانسه از نخستین ساعات رای گیری در پای صندوق های رای حاضر شده اند. رای گیری در این شعبه تا ساعت 18 ادامه دارد و در صورت درخواست حوزه و موافقت ستاد مرکزی در تهران این زمان قابل تمدید است. کشورهای خاورمیانه هم زمان با برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در کشورمان، رای گیری از ایرانیان مقیم در کشورهای خاورمیانه صورت می گیرد. گزارش ها از حضور چشمگیر ایرانیان در حوزه های رای گیری حکایت می کند. در کشورهای عربستان، امارات، عمان، یمن، قطر، بحرین، کویت، اردن، سوریه، مصر، لبنان و عراق به ترتیب 9، 20، یک، یک، سه، یک، پنج، یک، هفت، دو، چهار، هشت صندوق مستقر است. روسیه رای گیری در حوزه های مستقر در کنسول گری های کشورمان در مسکو و آستاراخان از ساعت هشت به وقت محلی آغاز شده است. بسیاری از هموطنان با حضوری چشمگیر پای صندوق های رای حاضر شده اند. آلمان ایرانیان مقیم آلمان با حضور گسترده پای صندوقهای رای در شهرهای برلین، فرانکفورت، هامبورگ، بن و کلن اشتیاق خود را برای شرکت در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به نمایش گذاشتند. رحمتی، از متصدیان حوزه اخذ رای برلین گفت: تا کنون چنین استقبالی را از ایرانیان مقیم شهر برلین برای حضور در انتخابات ندیده ایم. گزارشهای دریافتی از شهرهای وین و گراتس در اتریش، پراگ در جمهوری چک، ورشو در لهستان و بوداپست در مجارستان نیز از استقبال بینظیر ایرانیان مقیم آن کشورها در انتخابات ریاست جمهوری حکایت دارد. نروژ رای گیری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری کشورمان در دو شهر نروژ، از ساعت هشت به وقت محلی آغاز شد. ایرانیان مقیم نروژ با شور و شوقی کم سابقه، در حوزه های رای گیری در شهرهای اسلو و تروندهایم حاضر شدند و به نامزد مورد علاقه خود رای دادند؛ رای گیری تا ساعت 18 ادامه دارد. ونزوئلا ایرانیان مقیم ونزوئلا از ساعت هشت به وقت محلی با حضور در سه شعبه رای گیری در شهرهای کاراکاس، ماتورین و سن کارلوس به نامزد مورد نظر خود رای دادند. بیشترین ایرانیان مقیم ونزوئلا در این سه شهر ساکنند. تفاوت زمانی بین ونزوئلا و ایران 9 ساعت است.
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۳/۳۱ساعت 15:16  توسط
|
حضرت علی اکبر (علیه السلام ) فرزند ابی عبدالله الحسین (علیه السلام ) بنا به روایتی در یازدهم شعبان، سال 43 قمری در مدینه منوره دیده به جهان گشود.پدر گرامی اش امام حسین بن علی بن ابیطالب (علیه السلام ) و مادر محترمه اش لیلی بنت ابی مرّه بن عروه بن مسعود ثقفی است. در کتاب اعلام النساء آمده:هِیَ مِن فَواضِلِ نِساءِ عَصرِها ولی تاریخ ولادت و وفاتش معلوم نیست،همچنان که آمدن او در کربلا معلوم نیست،وَ لَعَلَّها کانَت مُتَوَفّاه قَبلَ الطَّف یعنی شاید {لیلی}قبل از جریان کربلا از دنیا رفته باشد . درسنّ شریف حضرت علی اکبر به هنگام شهادت، اختلاف است . برخی می گویند هجده ساله، برخی می گویند نوزده ساله و عده ای هم می گویند بیست و پنج ساله بود. ابوالفرج اصفهانی از مغیره روایت کرد : روزی معاویه بن ابی سفیان به اطرافیان و هم نشینان خود گفت : به نظر شما سزاوارترین و شایسته ترین فرد امت به امر خلافت کیست؟ اطرافیان گفتند: جز تو کسی را سزاوارتر به امر خلافت نمی شناسیم ! معاویه گفت : این چنین نیست . بلکه سزاوارترین فرد برای خلافت، علی بن الحسین (علیه السلام )است که جدّش رسول خدا(صلی الله علیه وآله و سلم ) می باشد و در وی شجاعت و دلیری بنی هاشم، سخاوت بنی امیه و فخر و فخامت ثقیف تبلور یافته است. اما از این که وی از امام زین العابدین (علیه السلام )، فرزند دیگر امام حسین (علیه السلام ) بزرگتر یا کوچک تر بود، اتفاقی میان مورخان و سیره نگاران نیست . روایتی از امام زین العابدین(علیه السلام ) نقل شده که دلالت دارد بر این که وی از جهت سن کوچک تر از علی اکبر(علیه السلام ) بود . آن حضرت فرمود : کان لی اخ یقال له علیّ اکبر منّی قتله الناس...( 5)مقبره حضرت علی اکبر علیه السلام در کربلای معلی پایین پای اباعبدالله الحسین علیه السلام است و در سلام زیارت عاشورا منظور از وعلی علی ابن الحسین آقا علی اکبر علیه السلام می باشد. امام حسین (علیه السلام ) در تربیت وی و آموزش قرآن ومعارف اسلامی و اطلاعات سیاسی و اجتماعی به آن جناب تلاش بلیغی به عمل آورد و از وی یک انسان کامل و نمونه ساخت و شگفتی همگان، از جمله دشمنانشان را بر انگیخت. نقل است روزی علی اکبر (علیه السلام ) به نزد والی مدینه رفته و از طرف پدر بزرگوارشان پیغامی را خطاب به او میبرد، در آخر والی مدینه از علی اکبرسئوال کرد نام تو چیست؟ فرمود : علی سئوال نمود نام برادرت؟ فرمود : علی آن شخص عصبانی شد، و چند بار گفت : علی، علی،علی« ما یُریدُ اَبُوک » پدرت چه می خواهد، همه اش نام فرزندان را علی می گذارد، این پیغام را علی اکبر (علیه السلام ) نزد اباعبدالله الحسین (علیه السلام ) برد، ایشان فرمود : والله اگر پروردگار ده ها فرزند پسر به من عنایت کند نام همه ی آنها را علی می گذارم و اگر ده ها فرزند دختر به من عطا، نماید نام همه ی آنها را نیز فاطمه می گذارم. درباره شخصیت علی اکبر (علیه السلام ) گفته شد، که وی جوانی خوش چهره، زیبا، خوش زبان و دلیر بود و از جهت سیرت و خلق و خوی و صباحت رخسار، شبیه ترین مردم به پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله و سلم ) بود و شجاعت و رزمندگی را از جدش علی ابن ابیطالب (علیه السلام) به ارث برده و جامع کمالات، محامد و محاسن بود. روز عاشورا وقتى اذن میدان طلبید و عازم جبهه پیکار شد، امام حسین (علیه السلام ) چهره به آسمان گرفت و گفت اللّهم اشهد على هؤلاء القوم فقد برز الیهم غلام اشبه الناس برسولک محمد خلقا و خلقا و منطقا و کنا اذا اشتقنا الى رؤیۀ نبیک نظرنا الیه... شجاعت و دلاورى حضرت على اکبر (علیه السلام ) و رزم آورى و بصیرت دینى و سیاسى او، در سفر کربلا بویژه در روز عاشورا تجلى کرد . سخنان و فداکاری هایش دلیل آن است . وقتى امام حسین (علیه السلام ) از منزلگاه « قصر بنى مقاتل » گذشت، روى اسب چشمان او را خوابى ربود و پس از بیدارى « انا لله و انا الیه راجعون » گفت و سه بار این جمله و حمد الهى را تکرار کرد . حضرت على اکبر (علیه السلام ) وقتى سبب این حمد و استرجاع را پرسید، حضرت فرمود : در خواب دیدم سوارى می گوید این کاروان به سوى مرگ می رود. پرسید: مگر ما بر حق نیستیم؟فرمود: چرا . پس گفت :« فاننا اذن لا نبالى ان نموت محقین » پس باکى از مرگ در راه حق نداریم! در روز عاشورا پس از شهادت یاران امام، اولین کسى که اجازه میدان طلبید تا جان را فداى دین کند، او بود . اگر چه به میدان رفتن او بر اهل بیت و بر امام بسیار سخت بود، ولى از ایثار و روحیه جانبازى او جز این انتظار نبود . وقتى به میدان می رفت، امام حسین (علیه السلا م) در سخنانى سوزناک به آستان الهى، آن قوم ناجوانمرد را که دعوت کردند ولى تیغ به رویشان کشیدند، نفرین کرد . على اکبر چندین بار به میدان رفت و رزم هاى شجاعانه اى با انبوه سپاه دشمن نمود . پس از شهادت، امام حسین (علیه السلام ) صورت بر چهره خونین حضرت على اکبر(علیه السلام) نهاد و دشمن را باز هم نفرین کرد:.«قتل الله قوما قتلوک... » در روایتی به نقل از شیخ جعفر شوشتری در کتاب خصائص الحسینیه آمده است : اباعبدالله : الحسین هنگامی که علی اکبر را به میدان می فرستاد، به لشگر خطاب کرد و فرمود یا قوم هولاءِ قد برز علیهم غلام، اَشبهُ الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسول الله ....... ای قوم، شما شاهد باشید، پسری را به میدان می فرستم، که شبیه ترین مردم از نظر خلق و خوی و منطق به رسول الله (صلی الله علیه وآله و سلم ) است بدانید هر زمان ما دلمان برای رسول ا لله (صلی الله علیه و آ له و سلم) تنگ می شد نگاه به وجه این پسر می کردیم. امام حسین (علیه السلام ) در تربیت وی و آموزش قرآن ومعارف اسلامی و اطلاعات سیاسی و اجتماعی به آن جناب تلاش بلیغی به عمل آورد و از وی یک انسان کامل و نمونه ساخت و شگفتی همگان، از جمله دشمنانشان را بر انگیخت. حضرت على اکبر (علیه السلام )، نزدیکترین شهیدى است که با امام حسین « ع»دفن شده است. ، مدفن او پایین پاى ضریح مقدس اباعبد الله الحسین« ع»در کربلای معلّی قرار دارد. به هر روی علی اکبر (علیه السلام ) در ماجرای عاشورا حضور فعال داشت و در تمام حالات در کنار پدرش امام حسین (علیه السلام )بود و با دشمنانش به سختی مبارزه می کرد . شیخ جعفر شوشتری در خصائص نقل می کند : هنگامی که اباعبد الله الحسین علیه السلام در کاروان خود حرکت به سمت کربلا می کرد، حالتی به حضرت (علیه السلام ) دست داد بنام نومیه و در آن حالت مکاشفه ای برای حضرت (علیه السلام ) رخ داد، از آن حالت که خارج شد استرجاع کرد : و فرمود :« انا لله و انا الیه راجعون »علی اکبر (علیه السلام ) در کنار پدر بود، و می دانست امام بیهوده کلامی را به زبان نمی راند، سئوال نمود، پدرجان چرا استرجاع فرمودی؟ حضرت بلادرنگ فرمود : الان دیدم این کاروان می رود به سمت قتلگاه و مرگ درانتظار ماست، علی اکبر (علیه السلام ) سئوال نمود : پدر جان مگر ما بر حق نیستیم؟ حضرت فرمود : آری ما بر حق هستیم . علی اکبر (علیه السلام ) عرضه داشت : پس از مرگ باکی نداریم،گفتنی است، با این که حضرت علی اکبر (علیه السلام ) به سه طایفه معروف عرب پیوند و خویشاوندی داشته است، با این حال در روز عاشورا و به هنگام نبرد با سپاهیان یزید، هیچ اشاره ای به انتسابش به بنی امیه و ثفیف نکرد، بلکه هاشمی بدون و انتساب به اهل بیت (علیه السلام ) را افتخار خویش دانست و در رجزی چنین سرود: أنا عَلی بن الحسین بن عَلی نحن بیت الله آولی یا لنبیّ أضربکَم با لسّیف حتّی یَنثنی ضَربَ غُلامٍ هاشمیّ عَلَویّ وَ لا یَزالُ الْیَومَ اَحْمی عَن أبی تَاللهِ لا یَحکُمُ فینا ابنُ الدّعی وی نخستین شهید بنی هاشم در روز عاشورا بود و در زیارت شهدای معروفه نیز آمده است: السلامُ علیکَ یا اوّل قتیل مِن نَسل خَیْر سلیل. علی اکبر (علیه السلام ) درنبرد روز عاشورا دویست تن از سپاه عمر سعد را در دو مرحله به هلاکت رسانید و سرانجام مرّه بن منقذ عبدی بر فرق مبارکش ضربتی زد و او را به شدت زخمی نمود. آن گاه سایر دشمنان، جرأت و جسارت پیدا کرده و به آن حضرت هجوم آوردند و وی را آماج تیغ شمشیر و نوک نیزه ها نمودند و مظلومانه به شهادتش رسانیدند. امام حسین (علیه السلام ) در شهادتش بسیار اندوهناک و متأثر گردید و در فراقش فراوان گریست و هنگامی که سر خونین اش را در بغل گرفت، فرمود:ولدی علی عَلَی الدّنیا بعدک العفا. فرزندم علی،دیگر بعد از تو اف بر این دنیا.
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۳/۳۱ساعت 14:58  توسط
|
ماه رجب رفت با همه موالید مبارک و اعیادش. از روز اول رجب بگیریم تا 13 آن و ایام البیض و اعمال ام داود و تا عید مبعث. بعثتی بر پایه اتمام پایه های اخلاق . آیا زنگاره های روح را در رجب زدوده ایم؟ و حالا وارد شعبان می شویم. شعبانی که باید در آن لباس نویی از جنس معنویت و ایمان بر تن کنیم و به زینت مناجات آن را معطر نمائیم. بد نیست که سری هم به مفاتیح الجنان بزنیم و اعمال ماه شعبان را مرور کنیم. در میان این همه اعمال از روزه اش که فضایل آن بسیار است تا نمازهایی که دارد و تا تمام ادعیه و صلواتش که بگذریم از مناجات شعبانیه نمی توان گذشت. همان مناجاتی که از لسان امیرالمومنین(ع) برای ما نقل شده و ائمه معصوم(ع) نیز بر خواندن آن در ماه شعبان مداومت داشتند. و پیر و مقتدای مان خمینی روح خدا در وصف این مناجات گفت: «مناجات شعبانیه از مناجات هایی است که اگر یک نفر انسان دلسوخته، یک عارف دلسوخته - نه از این عارفهای لفظی - بخواهد آن را شرح کند، و شرح کند از برای دیگران، بسیار ارزشمند است و محتاج به شرح است.» و یا در جای دیگر درباره این مناجات بلند و عرفانی می فرمایند: «چه بسا مسائل عرفانی که در قرآن و این مناجاتهای ائمه اطهار(ع) و همین «مناجات شعبانیه» مسائل عرفانی هست که اشخاص، فلاسفه، عرفا، تا حدودی ممکن است ادراک کنند، بفهمند عناوین را، لکن آن ذوق عرفانی چون حاصل نشده است، نمیتوانند وجدان کنند.» و میفرماید: «مناجات «شعبانیه» را خواندید؟ بخوانید آقا! مناجات شعبانیه از مناجاتهایی هست که اگر انسان دنبالش برود و فکر در او بکند، انسان را به یک جایی میرساند ... همه ائمه هم به حسب روایت میخواندند.» یا این که در آغاز ماه رمضان فرمودند: «در ضیافت خدا، ماه شعبان برای مهیا کردن این افراد است، مهیا کردن مسلمین است برای ضیافت خدا، ادبش آن مناجات شعبانیه است. من ندیدهام در ادعیه، دعایی را که گفته شده باشد همۀ امامها این دعا را میخواندند، در دعای شعبانیه این هست؛ اما من یادمنیست که در یک دعای دیگری دیده باشم که همۀ ائمه این را میخواندند. این مناجات شعبانیه برای این است که شما را، همه را مهیا کند برای «ضیافة اللّه». پس تا این لحظه هایی که تا هلول ماه شعبان مانده بیائیم و تا آنجا که می شود مهیا شویم. شعبان علاوه بر این، موالیدی دارد، که همگی نوید خیر و برکتند. امام حسین(ع)، حضرت ابوالفضل العباس(ع)، امام زین العابدین(ع)، حضرت علی اکبر(ع) و در نهایت ولادت آن که جهانیان در انتظار ظهورش هستند یعنی مهدی موعود(عج). همگی این ها نشانه هایی است بر خیر و برکت این ماه.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۰۳/۲۱ساعت 22:29  توسط
|
سالهاي طولانياي بود كه مردم جهان به خصوص مردم جزيرة العرب از نور مستقيم خورشيد نبوّت دور شده بودند، و در تاريكيهاي جهل و گمراهي و خرافات غوطه ميخوردند. آنان همچون گلّه بيچوپان در كوه و دشت، در برابر درّندگان خون آشام، حيران و سرگردان بودند، بلاهاي خانمان سوزي تار و پودشان را ميسوزانيد؛ بلاهايي مانند: امتيازات طبقاتي و قبيلگي، ناامني و جنگ، انحراف جنسي و بيعفّتي، دختركشي و انسانكشي، ظلم بيحساب به زنان، بتپرستي، خرافات و بيهودهگرايي، پوچي و بيمحتوايي زندگي، لجاجت و يكدندگي، بهرهكشي و تبعيض و انواع جنايات و نامردميها، كه هر كدام ضربه سختي بر انسانيّت و جامعه انساني وارد ساخته بود. اميرمؤمنان علي(ع) اوضاع جاهليّت را اين گونه توصيف ميفرمايد: «ثَمَرُهَا الْفِتْنَةُ وَ طَعامُهَا الْجِيفَةُ وَ شِعارُهَا الْخَوْفُ، وَ دِثارُهَا السَّيْفُ؛ ميوه درخت جاهليّت، فتنه و آشوب بود، غذاي مردم آن، مردار گنديده بود، لباس زيرينشان ترس، و لباس رويينشان شمشير بود.»1 وضعيّت عربستان پيش از بعثتگرچه همه نقاط جهان مانند چين، روم، ايران، مصر و هند در لجنزارهاي جهل، خرافات و گمراهيها غوطهور بودند، ولي در عين حال هر يك از آنها از تمدّن نسبي برخوردار بودند امّا مردم جزيرة العرب هيچ گونه تمدّني نداشتند، مثلّث شوم ناامني، دختركُشي و بيعفّتي در سطح وسيع، منشأ تباهيهاي فراواني شده بود به طوري كه از انسانيّت تنها نامي وجود داشت، و زندگي بشر از زندگي حيوانات درّنده و شهوت خو، بدتر و پستتر شده بود. اميرمؤمنان علي(ع) در بيان وضعيّت جهان، به ويژه جزيرةالعرب ميفرمايد: «اَرْسَلَهُ عَلي حِينِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ، وَ طُولِ هَجْعَةٍ مِنَ الاُمَم، وَاعْتِزامٍ مِنَ الْفِتَنِ، وَ اِنْتِشارٍ مِنَ الاُمُورِ، وَ تَلَظٍّ مِنَ الْحُرُوبِ، وَالدُّنْيا كاسِفَةُ النُّورِ، ظاهِرَةُ الْغُرُورِ، عَلي حِينَ اصْفِرارٍ مِنْ وَرَقِها، وَ اِياسٍ مِنْ ثَمَرِها، وَ اِغْوارٍ مِنْ مائها، قَدْ دَرَسَتْ مَنارُ الْهُدي، وَ ظَهَرَتْ اَعْلامُ الرِّدي؛ هنگامي خداوند مقام رسالت را بر عهده محمّد (ص) نهاد كه مدّتهاي طولاني از بعثت پيامبران پيشين گذشته بود، ملّتها در خواب عميقي فرو رفته بودند، فتنه و فساد، جهان را فرا گرفته بود، تباهيها در ميان مردم گسترش يافته، و آتش جنگ زبانه ميكشيد، دنيا تاريك و پر از نيرنگ و فريب گشته بود، برگهاي درخت زندگي به زردي گراييده، و از ثمره زندگي خبري نبود، آب حيات انساني در زمين فرورفته، منارهاي هدايت فرسوده و كهنه شده، و پرچمهاي هلاكت و تيرهبختي آشكار گشته بود.»2 و در گفتار ديگر ميفرمايد: «شما اي گروه عرب، در زمان جاهليّت، زشتترين مرام را داشتيد و در بدترين وضع به سر ميبرديد، در ميان زمينهاي سنگلاخ، ميان مارهاي پرزهر، آب لجن و سياه ميآشاميديد، غذاي آلوده ميخورديد، خون يكديگر را ميريختيد، و از خويشان دوري ميكرديد، بتها در ميان شما نصب شده بودند، غرق در فساد بوديد كه خداوند توسّط پيامبر اكرم(ص) شما را از آن همه انحرافات و گمراهيها رهايي بخشيد».3 نمونههايي از اوضاع عربستان قبل از بعثتبراي نمونه، ده نوع از خرافات و اعتقادهاي بيهوده جاهليّت را يادآور ميشويم، تا به حكم «يُعرَف الاشياء بِاَضدادِها؛ هر چيزي با مقايسه با ضدّش شناخته ميشود»، نعمت عظيم بعثت پيامبر اسلام(ص) را بهتر بشناسيم. با بعثت پيامبر اسلام، هم خورشيد اسلام طلوع كرد، و هم شخصيّت عظيم پيامبر(ص) متولّد شد، در سراسر زندگي پيامبر(ص) روزي مباركتر از روز بعثت نبود، روز تولّد آن حضرت بيانگر تولّد جسم او بود، گرچه مبارك بود، ولي روز بعثت، روز تولّد شخصيت پيامبر(ص) بود كه بسيار مباركتر بود. 1ـ مردم جاهليّت اعتقاد داشتند در يمن مردي به نام «اَساف» عاشق زني به نام «نائله» شد، هر دو به قصد زيارت كعبه آمدند، اطراف كعبه را خلوت ديدند، داخل كعبه رفتند و در همانجا با هم عمل منافي عفّت (زنا) انجام دادند، روز بعد زائران، آن دو را جامد و مسخ شده ديدند، براي عبرت مردم، آن دو جماد را در ميان كعبه نهادند، و به عقيده سخيف آنها، پس از مدّتي آن دو جماد خدا شدند، و سزاوار پرستش گشتند!4 2ـ هنگام ورود به روستا به خاطر دفع نگراني از ترس و وحشت، و ترس از بيماري وبا و گزند ديو، در برابر دروازه ورودي روستا، ده بار صداي الاغ در ميآوردند و گاهي اين كار را با آويختن استخوان روباهي به گردن خود، انجام ميدادند. 3ـ اگر دندان فرزند آنان ميافتاد، آن را با دو انگشت به سوي خورشيد پرتاب كرده و خطاب به خورشيد با عجز و لابه ميگفتند: «اي خورشيد! دنداني بهتر از اين بده.» 4ـ هرگاه در بيابان هولناك گم ميشدند، پيراهن خود را وارونه ميپوشيدند، تا بدين وسيله راه را بجويند. 5ـ هنگام مسافرت، براي كسب اطمينان در مورد حفظ زنان از خيانت و بيناموسي، نخي را بر ساقه يا شاخه درختي ميبستند، هنگام بازگشت، اگر آن نخ به حال خود باقي بود اطمينان مييافتند كه زن آنها خيانت نكرده، و اگر باز يا مفقود ميگرديد، زن را به خيانت متّهم مينمودند. 6ـ زني كه بچهاش نميماند، معتقد بودند كه اگر او هفت بار بر روي جنازه شخص بزرگي بايستد و آن را زير پا قرار دهد، بچهاش باقي ميماند. 7ـ به گردن مار گزيده و عقرب زده زيور آلات طلايي ميآويختند، و معتقد بودند كه اگر به جاي طلا، مس و قلع همراه خود داشته باشد ميميرد. 8ـ اگر شخصي ميمرد به احترام او شتري را با شيوه بسيار دردناكي با طرز بيرحمانه در كنار قبر او زنده به گور ميكردند.5 9ـ دختران را به جرم اين كه دخترند، زنده به گور ميكردند6 و هرگاه كسي به آنها خبر ميداد كه همسرت دختر زاييده، از شدّت ناراحتي، چهرهاش سياه ميشد.7 10ـ بيرحمي به جايي رسيده بود كه فرزندان خود از پسر و دختر را از ترس فقر ميكشتند.8 وضع زنان در جزيرة العربدر عصر جاهليت، در جهان به ويژه در عربستان، زن موجودي بين انسان و حيوان به شمار ميآمد، و آن چنان با زنان بدرفتاري ميشد، كه هرگز با حيوانات چنين رفتار نميشد، حيوانات را زنده در گور نميكردند، ولي چنان كه خاطر نشان شد، دختران نوزاد و كودك را زنده به گور ميكردند، و وقتي ميشنيدند كه همسرشان داراي دختر شده، چهرهشان از شدّت شرم و ناراحتي، سياه ميشد. صعصعة بن ناجيه (جدّ فرزدق، شاعر اهل بيت) مرد شريف و نجيبي بود، در عصر جاهليّت با بسياري از عادتهاي مردم جاهلي مخالفت ميكرد، او 36 دختر را خريد و از زنده به گور نمودن، نجات داد، پس از طلوع اسلام، او كه اسلام را با جان و دل پذيرفته بود، ماجراي خريدن دختران را به عرض پيامبر اكرم(ص) رسانيد، و در ضمن توضيح گفت: دو ناقه (شتر ماده) از من گم شد، براي پيدا كردن آنها سوار بر جَمَل (شتر نر) شدم، در بياباني آنها را پيدا كردم، هنگام بازگشت، دو خانه نظرم را جلب كرد، به آن خانهها نزديك شدم، ديدم در يك اتاق پير مردي نشسته است، با او گرم صحبت بوديم، ناگهان از اتاق ديگر زني صدا زد: «زاييد زاييد!» پير مرد پرسيد: چه زاييد؟ زن پاسخ داد: دختر زاييده است. پير مرد گفت: او را در خاك دفن كنيد، گفتم او را نكشيد من جان او را ميخرم، سپس دو ناقه و يك جَمَل را كه بر آن سوار بودم دادم، تا آن دختر را نكشند، و در همه دوران عمرم 36 دختر، هر كدام را با دوناقه و يك جَمَل خريدم و نجات دادم. پيامبر(ص) فرمود: «بسيار كار بزرگي انجام دادهاي، اجرش در نزد خدا محفوظ است.»9 گوستاولبون مستشرق فرانسوي مينويسد: «شيوع عادت دختركشي در جاهليت را از مصاحبه ذيل كه بين قيس، رئيس طايفه بنيتميم، با حضرت محمّد(ص) اتّفاق افتاد ميتوانيد بفهميد: «روزي قيس (بنعاصم) ديد پيامبر(ص) يكي از دختران خود را روي زانو نشانده است، از او پرسيد: اين گوسفند بچّه چيست كه اين چنين او را ميبويي؟ فرمود: اين دختر من است. قيس گفت: سوگند به خدا من دخترهاي زيادي داشتم و همه را زنده به گور كردم و هيچ يك را اين گونه نبوييدم. حضرت محمّد(ص) فرياد زد: واي بر تو! خدا رحم را از دل تو خارج ساخته و قدر بهترين نعمتهايي را كه خداوند به انسان عنايت كرده نشناختي.»10 ضرورت و اهميّت بعثتجهان تاريك جاهليّت، براي طلوع خورشيد هدايت، ثانيهشماري ميكرد، همه چيز بيانگر ضرورت بعثت و نياز به وجود آيين سازنده و رهاييبخش، و رهبر بزرگ، مدبّر، نجات دهنده و دلسوز بود. در چنين وضع نابساماني، لطف خدا شامل حال انسانهاي آن عصر و نسلهاي آينده شد، كه محمّد بن عبداللّه(ص) را براي رهايي مردم به پيامبري مبعوث فرمود. پيامبري كه آخرين پيامبر بود، و كاملترين آيين را آورد، و همه پيامبران پيشين در انتظار او بودند تا او بيايد و آيين توحيد و نجاتبخش خدا را كامل نمايد و همه بشريّت را از لجنزارهاي آلودگي، گناه و انحراف، رهايي بخشد. با بعثت پيامبر اسلام، هم خورشيد اسلام طلوع كرد، و هم شخصيّت عظيم پيامبر(ص) متولّد شد، در سراسر زندگي پيامبر(ص) روزي مباركتر از روز بعثت نبود، روز تولّد آن حضرت بيانگر تولّد جسم او بود، گرچه مبارك بود، ولي روز بعثت، روز تولّد شخصيت پيامبر(ص) بود كه بسيار مباركتر بود. و اگر روز هجرت پيامبر(ص) از مكّه به مدينه بسيار مهم بود، و به همين خاطر به پيشنهاد حضرت علي(ع) آغاز تاريخ مسلمانان گرديد،11 مهم بودن هجرت از اين رو بود كه آرمانهاي بعثت پس از پشت سرگذاشتن سختيها، تولّد نو يافت، و آماده اجرا و بروز و ظهور و تعميق و گسترش گرديد. بنابراين بايد گفت: خورشيد شخصيّت پيامبر اسلام(ص) نيز در چنين روزي تولّد يافت. براي درك ضرورت بعثت و عظمت آن، كافي است كه به معنا و مفهوم بعثت در اسلام، توجّه كنيم: بعثت يعني: سرآغاز مبارزه با هرگونه شرك و انحراف فكري و عقيدتي و عملي، و هرگونه خرافات. بعثت يعني: رستاخيز و به پاخاستن براي نجات انسانها از زير يوغ اسارتهاي فكري، سياسي و اجتماعي. بعثت يعني: طاغوت زدايي، شرك زدايي، تنشزدايي و زدودن هرگونه عوامل و پيشينههايي كه موجب سقوط و عقبگرد خواهد شد. بعثت يعني انفجار نور درخشان الهي در ميان ظلمتهاي متراكم گوناگون. بعثت يعني تجلّي حق، در برابر باطل و باطلپرستي، و نابودي هرگونه باطل و بيهودهگرايي. بعثت يعني فرود صاعقهاي سوزان بر خرمن مفسدان، تبهكاران و نيرنگبازان، و براندازي دامهاي شيطان، و عوامل و طرفداران شيطان. بعثت يعني تثبيت توحيد ناب در تمام ابعادش، تثبيت وحي الهي و نبوّت. بعثت يعني برقراري عدالت فردي و اجتماعي، و پيكار با هرگونه ظلم، تبعيض و بهرهكشيهاي ظالمانه. بعثت يعني برافراشتن پرچم حقّ در همه نقاط جهان، و واژگون سازي پرچمهاي باطل. بعثت يعني همان عروة الوثقي نجات و پيروزي كه به تعبير قرآن در دو چيز خلاصه ميشود: تكفير طاغوت و ايمان به خداي بزرگ؛12 همان عروة الوثقياي كه در تسليم در برابر حق، و انجام كار نيك خلاصه ميشود.13 بعثت پيامبر اسلام(ص) يعني تبيين تمام اهداف پيامبران و كتابهاي آسماني، و اجراي آن اهداف به طور كامل. دورنمايي از آغاز بعثتچهل سال از عمر پاك پيامبر(ص) ميگذشت، آن حضرت قبل از پيامبري در هر ماه، چندين بار، در شب و روز، و در هر سال همه ماه رمضان بر فراز كوه سر به فلك كشيده حِرا (كه در شش كيلومتري شمال شرقي كعبه قرار گرفته بود) داخل غاري كه بر فراز آن كوه بود، به عبادت و مناجات و راز و نياز با خدا ميپرداخت، او آثار عظمت خدا را در آن جا مشاهده ميكرد، و همواره به تفكّر و تأمّل و عبادت خدا مشغول بود.14 روز 27 رجب سال چهلم عام الفيل فرا رسيد، پيامبر(ص) بر فراز كوه حرا در ميان غار مخصوص آن جا، مشغول مناجات با خدا بود، ناگاه پيك وحي، جبرئيل امين بر آن حضرت نازل شد و اين آيات آغاز سوره علق را همراه مژده رسالت، براي آن حضرت خواند: «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ * اِقْرَءْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذي خَلَقَ * خَلَقَ الاِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ * اِقْرَأْ وَ رَبُّكَ الاَكْرَمُ * اَلَّذي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الاِنْسانَ ما لَمْيَعْلَمْ؛ بخوان به نام پروردگارت كه جهان را آفريد، همان كس كه انسان را از خون بستهاي خلق كرد، بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان كسي كه به وسيله قلم تعليم داد، و به انسان آن چه را نميدانست، آموخت.» به اين ترتيب آغاز وحي و بعثت، با نام خدا و با خواندن و قلم و علم و آموزش آميخته با توحيد، شروع شد و اين واژههاي زرّين وحي، بيانگر آن است كه بعثت يعني: بعثت يعني: سرآغاز مبارزه با هرگونه شرك و انحراف فكري و عقيدتي و عملي، و هرگونه خرافات. بعثت يعني: رستاخيز و به پاخاستن براي نجات انسانها از زير يوغ اسارتهاي فكري، سياسي و اجتماعي. بعثت يعني: طاغوت زدايي، شرك زدايي، تنشزدايي و زدودن هرگونه عوامل و پيشينههايي كه موجب سقوط و عقبگرد خواهد شد. رستاخيز معنوي، و انقلاب در همه امور، كه اساس آن انقلابها، انقلاب فرهنگي، و آگاهي بخشي در همه زمينههاست. پيامبر(ص) فرمود: پس از آن كه آيات آغازين سوره علق بر من نازل شد، از فراز كوه حرا به سوي خانه حركت كردم، در مسير راه در وسط كوه حِرا، صدايي را از جانب آسمان شنيدم كه ميگفت: «يا مُحَمَّدُ اَنْتَ رَسُولُ اللّهِ وَ اَنَا جِبْرَئيلُ؛ اي محمّد! تو رسول خدايي و من جبرئيل هستم.» به آسمان نگريستم، جبرئيل را ديدم كه به طور استوار و ثابت، بر فراز افق ايستاده است، همچنان به او چشم دوخته بودم تا ناپديد شد.»15 از آن جا كه پيامبر اكرم(ص) دوبار جبرئيل را ديد، و وحي الهي را از آن امين وحي دريافت كرد، همين دو حادثه موجب فشار روحي سنگين براي آن حضرت گرديد، با اين كه او از نظر روحي، بسيار قوي و نيرومند بود كه شايستگي تحمّل مسؤوليّت وحي را يافته بود، ولي چون آغاز كار بود، وقتي كه جبرئيل را به صورت اصلياش ديد، اضطراب و خستگي فوقالعادهاي در خود احساس كرد، از اين رو به سوي خانه آمد، وقتي به خانه رسيد، به همسرش حضرت خديجه(س) فرمود: «دَثِّريِني؛ مرا بپوشان.» خديجه(س) او را پوشانيد، پيامبر(ص) اندكي در خواب فرو رفت. در همين هنگام جبرئيل نزد آن حضرت آمد و آيات آغاز سوره مدّثّر را نازل كرد، كه سه آيه نخست آن چنين است: «يا اَيُّهَا الْمُدَّثِّرْ * قُمْ فَاَنْذِرْ * وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ؛ اي در بستر خواب آرميده، برخيز و انذار كن (و جهانيان را هشدار بده) و پروردگارت را بزرگ بشمار.» پيامبر(ص) برخاست و به ابلاغ مأموريت خود پرداخت.16 پيامبر(ص) ماجراي بعثت و وحي را براي همسرش خديجه(س) تعريف كرد، خديجه(س) خشنود شد و گفت: «خدا تو را ياري خواهد كرد.» خديجه(س) ماجرا را به عمو زادهاش «ورقة بن نوفل» كه از دانايان عرب و از مسيحيان و سرشناس بود بازگو كرد، و گفتار پيامبر(ص) را براي او بيان نمود، ورقة گفت: قُدُّوسٌ قُدُّوسٌ، وَالَّذي نَفْسُ وَرَقَةٍ بِيَدِهِ لَئِنْ كُنْتِ صَدَقتِيني يا خَدِيجَةُ، لَقَدْ جائَهُ النّامُوسُ الاَكْبَرُ...؛ خداوند پاك و منزّه است، سوگند به كسي كه جان ورقه در دست او است، اگر مرا اي خديجه، تصديق ميكني، ناموس اكبر (فرشته بزرگ وحي) بر او نازل ميشود، كه بر موسي(ع) نازل ميشد، او پيامبر اين امّت است، به او بگو ثابت و استوار باش.» خديجه(س) به خانه بازگشت و گفتار ورقه را به رسول خدا(ص) ابلاغ نمود.17 نگاهي به انگيزهها و اهداف بعثتبا بررسي آيات قرآن و روايات پيامبر(ص) و امامان(ع) به دست ميآيد كه انگيزه بعثت و اهداف آن در دو پايه خلاصه ميشود: 1ـ نفي معبودهاي باطل و عوامل سقوط. 2ـ پيمودن راههاي تكامل در ابعاد گوناگون كه اساس آن اعتقاد به يكتايي و بيهمتايي خداست. ولي در پرتو تجزيه و تحليل آيات و روايات، ميتوان به ده انگيزه و هدف از اهداف و انگيزههاي بعثت اشاره كرد كه عبارتند از: 1ـ اتمام حجّت، چنان كه در آيه 165 سوره نساء ميخوانيم: «رُسُلاً مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ لِئَلاّ يَكُونَ لِلنّاسِ عَلَي اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ؛ پيامبراني كه بشارت دهنده و بيم دهنده بودند، تا بعد از اين پيامبران، حجّتي براي مردم بر خدا باقي نماند (و بر همه اتمام حجّت شود).» 2ـ رفع اختلاف، چنان كه در آيه 213 سوره بقره ميخوانيم: «كانَ النّاسُ اُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرينَ وَ اَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النّاسِ فيَما اخْتَلَفُوا فِيهِ؛ مردم در آغاز يك دسته بودند و تضادي در ميانشان وجود نداشت، به تدريج جوامع و طبقات پديد آمد، و اختلافات و تضادهايي در ميان آنها رخ داد در اين حال خداوند پيامبران را برانگيخت، تا مردم را بشارت و بيم دهند، و كتاب آسماني كه به سوي خود دعوت ميكرد، با آنها نازل نمود، تا در ميان مردم در آنچه اختلاف داشتند، داوري كند.» 3ـ قيام به عدالت، چنان كه در آيه 25 حديد ميخوانيم: «لَقَدْ اَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ اَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَالْمِيزانَ لِيَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ؛ ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم، و با آنها كتاب (آسماني) و ميزان (شناسايي حق از باطل و قوانين عادلانه) نازل كرديم، تا مردم قيام به عدالت كنند.» 4ـ آزادي و آزادگي، و رهايي از امور بيهوده و خرافات، چنانكه در آيه 157 سوره اعراف ميخوانيم: «اَلَّذِين يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ... وَ يَضَعُ عَنْهُمْ اِصْرَهُمْ وَ الاَغْلالَ الَّتي كانَتْ عَلَيْهِمْ؛ كساني كه از فرستاده خدا پيامبر(ص) پيروي ميكنند... پيامبري كه بارهاي سنگين و زنجيرهايي را كه بر آنها بود (از دوش و گردنشان، برميدارد.» منظور از زنجير در اينجا عبارت است از: زنجير جهل و ناداني، بتپرستي و خرافات، انواع تبعيضات و بيعدالتيها، قوانين نادرست، و اسارت و استبداد در چنگال طاغوتها است. 5ـ هدايت، امر به معروف و نهي از منكر و رهايي از ظلمتها و كشيدن انسانها به سوي نور، چنانكه در آيه 1 و 5 ابراهيم، و 16 مائده و 175 اعراف آمده، از جمله در آيه يك سوره ابراهيم ميخوانيم: «الـر * كِتابٌ اَنْزَلْناهُ اِلَيْكَ لِتُخْرجَ النّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ اِلَي النُّورِ؛ اين كتابي است كه بر تو اي پيامبر نازل كرديم، تا مردم را از تاريكيهاي (شرك و ظلم و جهل) به سوي روشنايي (ايمان، عدل و آگاهي) به فرمان پروردگارشان درآوري.» 6ـ آموزش كتاب و حكمت، چنان كه در آيه 2 سوره جمعه ميخوانيم: «هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الاُمِيّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ؛ خداوند كسي است كه در ميان جمعيّت درس نخوانده، رسولي از خودشان برانگيخت كه آياتش را بر آنها ميخواند، و آنها را تزكيه ميكند، و به آنان كتاب (قرآن) و حكمت ميآموزد.» 7ـ تهذيب و پاكسازي، چنان كه در آيه 2 جمعه (آيه قبل) همين مطلب ذكر شده است. 8ـ آزادي انسانها از زير يوغ طاغوتها و استكبار، چنانكه در آيه36 نحل ميخوانيم: «وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ اُمَّةٍ رَسُولاً اَنِ اعْبُدُواللّهَ وَاجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ؛ ما در هر امّتي رسولي برانگيختيم كه خداي يكتا را بپرستيد و از طاغوت اجتناب كنيد.» 9ـ تقويت و ارتقاء تفكّر و انديشه صحيح و والا، چنان كه امام كاظم(ع) فرمود: «مابَعَثَ اللّهُ اَنْبِيائَهُ وَ رُسُلَهُ اِلي عِبادِهِ اِلاّ لِيَعْقِلُوا عَنِ اللّهِ... وَاَكْمَلُهُمْ عَقْلاً اَرْفَعُهُمْ دَرَجَةً فِي الدُّنْيا وَالآخِرَةِ؛ خداوند پيامبران و رسولان را به سوي بندگانش مبعوث نكرد، مگر اين كه از جانب خدا تعقّل كنند و بينديشند و از اين سو، بر معلومات و ارتقاء فكري خود بيفزايند.»18 10ـ تكميل و ارتقاء ارزشهاي اخلاقي، چنان كه رسول اكرم(ص) فرمود: «اِنَّما بُعِثْتُ لاُتَمِّمَ مَكارِمَ الاَخْلاقِ؛ همانا به پيامبري برانگيخته شدهام تا ارزشهاي اخلاقي را به كمال برسانم.»19 و در سخن ديگر فرمود: «اِنَّما بُعِثْتُ لاُتَمِّمَ حُسْنَ الاَخْلاقِ؛ همانا مبعوث شدهام تا نيكي اخلاق را به درجه عالي و كمال برسانم.»20 اميد كه در پرتو بعثت از تمام فرهنگهاي بيگانه، رهايي يابيم و جسم و جان خود را با تعاليم انبيا ـ خصوصا پيامبر بزرگ اسلام ـ شست و شو دهيم. منبع : سبطین / محمّد محمّدي اشتهاردي گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان پی نوشت: 1 و 2 و 3 ) نهج البلاغه خطبه 89 و 26. 4 ) سيد محسن امين، ابوذر الغفاري، ص9. 5 ) جعفر سبحاني، فروغ ابديّت، ج1، ص35 ـ 41 (بهطور اقتباس) 6 و 7 و 8 ) اقتباس از آيه 8 تكوير، و 58 نحل، و 151 انعام و 31 اسراء. 9 ) علامه شوشتري، قاموس الرّجال، ج5، ص127. 10 ) گوستاولبون، تمدّن اسلام و عرب، ترجمه سيد هاشم حسيني، ص503. 11 ) محمّد بن جرير طبري، تاريخ طبري، ج2، ص253. 12 و 13 ) بقره (2) آيه 256؛ لقمان (31) آيه22. 14 ) ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج13، ص208؛ علامه مجلسي، بحارالانوار، ج17، ص309. 15 ) ابومحمد، عبدالملك بن هشام، سيره ابن هشام، ج1،ص253. 16 ) فخر رازي، التفسير الكبير، ج30، ص189 (يكي از روايات). 17 ) سيره ابن هشام، ج1، ص254. 18 ) شيخ محمد بن يعقوب كليني، اصول كافي، ج1، ص16. 19 و 20 ) كنز العمّال، حديث 5217 و 5218.
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۳/۱۷ساعت 13:1  توسط
|
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۳/۱۷ساعت 12:42  توسط
|
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۳/۱۷ساعت 12:37  توسط
|
کلیک کن تا ببینی....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۳/۱۷ساعت 12:28  توسط
|
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۳/۱۷ساعت 12:15  توسط
|
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۳/۱۷ساعت 12:9  توسط
|
برنامه حفظ را در ادامه مطلب ببینید....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۳/۱۷ساعت 3:53  توسط
|
آثار حفظ قرآن حفظ قرآن مانند تلاوت آن آثارى ارزنده دارد. برخى از آثار به خاطر سپردن آيات عبارت است از: 1- پاداش اخروى همانطور که می دانیم, حافظان در بهشت جايگاهى والا دارند و پاداش آنان دو چندان خواهد بود. 2 - هدايت انسان تلاوت و انس با قرآن از سفارش هاى مكرر معصومان (ع ) است وحفظ قرآن به طور طبيعى به انس بـا آيـات الاهى مى انجامد, زيرا حافظقرآن بايد براى تثبيت محفوظات قرآنى اش دست كم روزى چـنـد بار به قرائت قرآن بپردازد. معصومان (ع ) حافظان قرآن را به تكرار آيات الاهى فراخوانده , ياد آور شده اند همان گونه كه شتر بسته شده در يك نقطه - چنانچه مورد ديدار پياپى صاحبش واقع نـشـود. - جايگاهش راترك مى كند, محفوظات حافظ قرآن نيز- اگر پيوسته مورد مراجعه وتكرار قـرار نـگـيـرد- از خـاطـر زدوده مى شود. بنابراين ,حافظ ناگزيربا قرآن انس مى گيرد و زمـينه ى هدايت وسعادتش فراهم مى آيد. حضرت على (ع ) مى فرمايد: هيچ كس با قرآن هم نشين نـمـى شـود مـگـرايـن كـه از كـنـار آن بـا افزايش يا كاهش بر مى خيزد: افزايش هدايت ياكاهش گمراهى . نفوذ قرآن در جان ها و پديدآوردن تحول در شخصيت افراد نيزاز آثار سازنده ى تلاوت و حفظ قرآن اسـت . بـسيارى از مردم با تلاوت يا شنيدن آهنگ دلنشين قرآن مسير زندگى خود را تغيير داده , سمت سعادت و كمال رهنمون شدند. 3 - آرامش روحى يـاد خـدا تـاثـيـر بـسـزايـى در روان آدمـى دارد و دل ها در پرتو آن آرام مى گيرد. خداوند متعال مى فرمايد: [اءلا بذكر اللّه تطمئن القلوب .] آگاه باش , دل ها با ياد خدا آرام مى گيرد. يكى از نام هاى قرآن ذكر است . تلاوت و حفظ قرآن نوعى ذكرخداوند است كه انسان در پرتو آن از هجوم بسيارى از فشارهاى روانى و اضطرابات درونى مصون مى ماند. درستى اين سخن در عمل نيز بـه اثبات رسيده است . قاريان و حافظان قرآن , به ويژه آنان كه درسحرگاهان با قرآن انس دارند, هـمـگـى اعـتـراف دارند ارتباط با قرآن درپيشگيرى از نگرانى و هجوم فشارهاى روانى بهترين و مـؤثـرتـريـن عـامـل بـه شـمـار مى آيد. اين اثر در پرتو نشاطبخش بودن قرآن پديد مى آيد. پيامبر اسـلام (ص ) مـى فـرمايد: مثل قرآن مثل كيسه ى سر بسته ى پر ازمشك است . اگر آن را باز كنى , بوى مشك فضا را معطر مى سازد و اگربه حال خود رها سازى , سود نمى بخشد. قرآن نيز, چنانچه به تلاوتش روى آورى , فضا را از عطر خود آكنده مى سازد و روان را نشاطمى بخشد, و اگر تلاوت نكنى , در سينه ات پنهان مى ماند. 4 - نجات از تنهايى كـتـاب بـهـتـرين هم نشين تنهايى است و قرآن زيباترين , عميق ترين و با نفوذترين كتاب شمرده مـى شود. امام سجاد(ع ) مى فرمايد: اگرهمه ى مردم روى زمين از دنيا بروند, تا وقتى قرآن با من است , از هيچ چيز وحشت ندارم . 5 - فهم بهتر قرآن مـهـم تـريـن و عمده ترين اثر حفظ قرآن درك بهتر آن است . حافظ به سبب تسلط بر همه ى آيات , ارتباط آن ها را نيك در مى يابد و در پرتوآن دركى بهترو درست تر از قرآن به دست مى آورد. هر آيه از قرآن , ضمن داشتن معناى ظاهرى , بطن هاى متعدددارد كه در اثر شناخت بيش تر رواب ط آن بـاسـايـر آيـات قـرآن بـه عـنـوان جـزئى از يـك كـل آشكار مى شود. هرچه انس انسان با آيات مـخـتـلـف قرآن بيش تر باشد, در تفسير قرآن بهتر و دقيق تر گام برمى دارد, براى مثال كسى كه مى خواهد درباره ى [دعا] در قرآن تحقيق و جست و جوكند, در نخستين مرحله به كشف الايات و معجم هاى قرآنى پناه مى برد. اين كتاب ها اطلاعاتى درباره ى ماده ى دعا و مشتقات ومترادفات آن در دسـتـرس مـحقق مى گذارد, ولى هرگز به آياتى كه بدون به كارگيرى مشتقات ومترادفات دعـا مـعـارفـى پـيرامون آن مطرح مى كند, نمى پردازد. دراين موارد, به خاطر داشتن قرآن بسيار سـودمـنـداسـت . حـافظ مى تواند همه ى آياتى كه در لفظ و معنا با موضوع موردنظر ارتباط دارد, گـردآورد و كـارى فراتر از كشف الايات انجام دهد. بنابراين , آنچه در حفظ قرآن مهم است درك ارتباط آيات و سوره هابايكديگر است نه به خاطر سپردن كليات . هرچه حافظ قرآن بر آيات و ارتباط و بـازيـابى آن ها مسلطتر باشد, بهتر مى تواند نظر قرآن درباره ى يك موضوع رابه دست آورد. پس مـفـسـران حـافـظ قـرآن , بـهـتـرو دقيق تر مى توانند قرآن را تفسير كنند و تفسيرشان از تفسير مفسران غير حافظ جامع تر و دقيق تر است . 6 - تقويت حافظه يكى از امتيازهاى قرآن مجيد آن است كه تلاوت و به خاطرسپردنش سبب تقويت حافظه مى شود. در روايـات چنان مى خوانيم كه قرائت قرآن به افزايش حافظه مى انجامد.
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۳/۱۷ساعت 3:52  توسط
|
اصول کلی حفظ :
١) نگاه کلی به آیات: با مطالعه تفسیر دید کلی نسبت به آیاتی که بنا دارید حفظ کنید به دست آورید ٢) مطالعه ترجمه آیه ٣)مطالعه تفسیر آیه: استفاده از تفسیر نمونه به دلایلی که ذکر میشود مناسب تر به نظر میآید. - در این تفسیر، ابتدای هر سوره محتوای کلی سوره مشخص شده و یک دید جامعی نسبت به مفاهیم کلی سوره ارایه میشود. - ارتباط زیبایی بین آیات، که اغلب از چشم خواننده عادی پنهان است به نحو احسن بیان شده است و این کمک شایانی به تثبیت مفاهیم آیات در ذهن میکند. ( اگر وقتتان کم است میتوانید به جای تفسیر 27 جلدی،برگزیده تفسیر را که 5 جلد بیشتر نیست مطالعه داشته باشید.) ۴)گوش دادن به نوار و تکرار: زمان لازم و میزان تکرار در گوش دادن به آیات کاملا به تمرکز و استعداد حافظ بستگی دارد که به مرور آن را تجربه خواهد کرد. ابتدا آیه اول را طبق مراحل فوق حفظ کنید. تا آیه را کامل حفظ نکردهاید سراغ آیه بعدی نروید. حفظ آیه بعد را مثل آیه قبلی انجام دهید. توجه داشته باشید هر بار که حفظ آیه ای را به پایان میرسانید، از اولین آیه ای که در آن روز حفظ کرده اید تا جدیدترین آیه از حفظ بخوانید. این کار را تا پایان حفظ آخرین آیه روزانه تکرار کنید. 0) دوره محفوظات: دوره محفوظات مهمترین بخش حفظ قرآن است. دقت داشته باشید که یک حافظ وقتی موفق است که ١) حفظش روی اصول باشد (از پایه محکم باشد ) ٢)محفوظاتش را مرتبا دوره کند. محفوظات به دو دسته تقسیم میشوند، محفوظات جدیدتر ( ۵ تا ٧ روز پیش) و محفوظات قدیمی تر (جزء های قبلی). محفوظات جدید میبایست هر روز مرور شوند. ولی محفوظات قدیمیتر (مخصوص حافظان بالای 1 جزء) می بایست قبل از اتمام حفظ جزء جدید، طبق یک برنامه منظم در هر 7 روز یا 10 روز یا بیشتر، بسته به میزان محفوظات حافظ، دوره شوند. در برنامه ای که خدمتتان ارایه میگردد همه موارد فوق لحاظ میشود. دو نکته مهم: 1: از آنجاکه نحوه یادسپاری آیات در همه یکسان نیست، حافظان علاقهمند میتوانند از اوقات فراغت خود برای مرور بیشتر استفاده کنند. 2: اختصاص زمان برای تحویل محفوظات به صورت پرسش و پاسخ به یکی از اعضای خانواده یا دوستان تاثیر بسزایی در کیفیت و سرعت حفظ شما خواهد داشت. تذکراتی در مورد قرآن : ١) حدالمقدور قرآنی که جهت حفظ انتخاب می کنید تا پایان مرحله باید ثابت باشد. ٢) رسم الخط عثمان طه توصیه می شود. ٣) از قرآن بدون ترجمه جهت حفظ استفاده کنید.
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۳/۱۷ساعت 3:50  توسط
|
دسترسی به سایت اختصاصی مراجع عظام تقلید را در ادامه مطلب مشاهده کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۳/۱۷ساعت 2:32  توسط
|
مجموعه ای بی نظیر از نمونه سوالات جدید درس حقوق مدنی دو را ببینید.لطفا در ادامه مطلب کلیک کنید:
برچسبها: نمونه سوال مدنی 2, حقوق مدنی دو, سوالات مدنی 2 ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۱۵ساعت 12:8  توسط
|
برای اینکه شاخص های فرد اصلح را بدانیم ، به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۱۲ساعت 19:52  توسط
|
برای رویت نمونه سوال به ادامه مطلب بروید
برچسبها: نمونه سوال آیین دادرسی مدنی یک, ایین دادرسی مدنی ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۱۲ساعت 19:50  توسط
|
برای دیدن نمونه سوال به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۱۲ساعت 19:26  توسط
|
در ادامه مطالبی که در دو هفته گذشته در مورد بلاگفا نوشتم. بد نیست اشاره
ای هم به جنجال حقوقی بلاگفا داشته باشم. احتمالا به
خاطر دارید که یک سال و نیم پیش برخی مدعی واگذاری بلاگفا شدند که البته تکذیب شد
و از مدعیان نیز دعوت کردم به جای جنجال ادعای خود را از طریق حقوقی
پیگیری کنند. متاسفانه این روند از راه درست خود پیش نرفت و با حمایت یکی از رقبای
سایت ادعاهایی علیه من در برخی رسانه ها مطرح شد و حتی در یک صفحه کامل از
روزنامه اعتماد ملی مطلبی علیه من و سایت نوشته شد که در آن تهمت کلاه برداری نیز
به من زده شد و یا در خبرگذاری ایلنا شاکیان مدعی شدند که ظرف دو هفته
سایت را فیلتر میکنند! . من علاقه ای به درگیری در این موضوع نداشتم و مدتی بعد هم
در پستی که در همین وبلاگ داشتم اشاره کردم که زمان بهترین روشنگر است و اجازه
دهید تا زمان همه چیز را مشخص کند. حال پس از مدتها بد نیست نگاهی به حکم
موجه نبودن ادعاها و تهمت های که به قصد لطمه به اعتبار من و سایت زده شد داشته باشیم
تصویری که مشاهده می کنید حکم نهایی و پس از تجدید نظری است که بر رد تهمتها و
درستی گفته های من تاکید میکند (تصویر بزرگتر لینک شده است).
به زبان ساده شکایتی که از طرف وکیل شاکیان (احتمالا جهت
دستاویزی برای ادعاهای آتی) صورت گرفته است توسط دادگاه رد و قرار منع تعقیب
حقوقی من صادر شده است و نهایتا این حکم با اعتراض وکیل شاکیان به دادگاه تجدید
نظر رفته است که دادگاه تجدید نظر نیز با بی دلیل بودن اعتراض شاکی حکم دادگاه
قبلی را تائید و حکم قطعی را صادر کرده است و این بدین معنا است که اتهام
وارد شده توسط شاکیان قابل قبول نبوده و نیازی به پیگرد حقوقی من نیست. این حکم از
لحاظ دیگری نیز اهمیت دارد چرا که سندی حقوقی و محکم برای اعاده حیثیت توسط من است
و مطمئنا پیگیری حقوقی آن عقوبت سختی برای مدعیان خواهد داشت.البته نکات جالبی در
پرونده دیده می شود برای نمونه وکیلی که نام آن در سند ذکر شده است بصورت غیر
مستقیم وکیل شاکیان بوده و در واقع وکالت از طرف فرد دیگری واگذار شده است که
اتفاقا فرد مذکور کارمند و همکار نزدیک مدیر یکی از سرویسهای وبلاگ فارسی است.(تصاویر
و مستندات لازم جهت اثبات این قضیه وجود دارد). این مسئله با توجه حمایتها و
شانتاژهای رسانه ای و سوء استفاده از این موضوع توسط مدیر سرویس وبلاگ فوق
قابل درک است.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۱۲ساعت 18:36  توسط
|
ناصر كاتوزیان كیست؟ دوران تحصیلی:متولد: ۱۳۱۰. تهران «ناصر كاتوزیان»
دركوچه در دار درخیابان رى به دنیا آمده است.خاندان كاتوزیان
ازخانواده هاى كهن تهران است. نام خانوادگى اصلى آنها تهرانى
بوده است كه درزمان رضاشاه وقتى مجبور به دریافت شناسنامه مى شوند به
دلیل علاقه به زبان اصیل پارسى، لغت «كاتوزیان» را از شاهنامه براى نام خانوادگى
خویش اقتباس مى كنند و كاتوزیان به معناى پارسایان است."كاتوزیان گروهى
بودند كه تقریباً روحانیون دربار ساسانى را تشكیل مى دادند و درواقع طبقه
باسواد زمانه خود بودند و از نفوذ فراوانى برخوردار بودند و چون خانواده ما
خانواده اى روحانى بود. حتى عموى من قبلاً روحانى بود و بعدها به اجبار دربار
عمامه ازسر برمى گیرند "دوران ابتدایى اش را در دبستان اقبال دوران
دبیرستان را در دبیرستان علمیه طى مى كند . دكتر كاتوزیان با كلاس پنجم نظام قدیم
رشته ادبی را دنبال و در همان رشته ادبى در ایران شاگرد اول مى شود و موفق به
دریافت مدال درجه ۲علمى براى اولین بار در
ایران مى شود. همین دریافت مدال مشوق او مى شود براى ادامه تحصیل و او با انتخاب رشته حقوق تحصیلات خود را در دانشگاه ادامه مى دهد و
در این رشته موفق به كسب مدال درجه یك علمى این رشته مى شود. با فوت پدر در
سال دوم دانشگاه ضربه بزرگى به دكتر كاتوزیان وارد مى شود و این ضربه باعث
مى شود تا او از رفتن به وزارت امورخارجه پشیمان شود و رشته قضا را انتخاب
كند. پس از اتمام لیسانس حقوق از سال ۱۳۳۴ تا ۱۳۴۵ در دادگسترى روزگار
مى گذراند تا جایى كه حتى به ریاست دادگاه اراك و مستشار دادگاه استان و
معاون ادارى و حقوقى هم مى رسد، اما داشتن روحیه تحقیق و پژوهش از
یك طرف و عشق و علاقه او به تدریس و همچنین مخالف خوانى هایش با
دستگاه پهلوی از طرف دیگر سبب شد تا كنج خلوت تحقیق و تفحص را به دنیاى
پراضطراب و جنجال دادگسترى ترجیح دهد و به دنیاى علم و آرامش نقل مكان كند. سفرعلمی به خارج کشور: او به دفعات متعدد به كشورهاى فرانسه و انگلیس و آمریكا سفر مى كندو در آنجا غور و تفحص علمی بسیار مى كند. با این حال علاقه وافر او به فقه باعث مى شود تا مطالعات فراوانى را در این زمینه داشته باشد. همین امر باعث مى شود تا زبان عربى را به همان اندازه بداند كه در زبان فرانسوى و انگلیسى متبحر شده بود.در سال ۱۳۳۲ اولین مقاله استاد در مجله كانون وكلاى آن زمان به چاپ مى رسد و سلسله مقالاتش در این باره ادامه پیدا مى كند تا اولین كتاب او تحت عنوان<<وصیت >>همزمان با اتمام دوره دكترى به چاپ برسد. دكتر ناصركاتوزیان اولین دانشجوى ایرانى است كه موفق به اخذ مدرك دكتراى حقوق در ایران و دانشگاه تهران شده است. او در سال ۱۳۳۳ در سن ۲۳سالگى ازدواج مى كند كه حاصل آن دو فرزند پسر است كه یكى از آنها دكتراى روانشناسى بالینى دارد و در حال حاضر مقیم آمریكا است و دیگرى مهندس الكترونیك است و در همان دیار زندگى مى كند. آثارتالیفی وکتابهای ایشان: دكتر ناصر كاتوزیان ۴۳ جلد اثر تألیفى و تحقیقى دارد كه برخى از آنها به ۹۰۰صفحه مى رسد مهمترین آنها عبارتند از: 1 ـ عدالت قضایى (۲جلد) كه مجموعه آرایى است كه او در دوران قضاوتش جمع آورى كرده. ۲ ـ گامى بسوى عدالت (۲جلد) توصیفى از زندگى خود استاد است كه تمام زندگى اش را گامى به سوى عدالت مى داند. این ۲كتاب شامل بیش از ۴۰مقاله اى است كه او در مورد حقوق اساسى نوشته است. ۳ ـ مقدمه علم حقوق كه هنوز در دانشگاههاى مختلف تدریس مى شود و بیش از چهل بار تجدید چاپ شده است. ۴ ـ فلسفه حقوق (۳جلد) گل سرسبد كتابهاى دكتر كاتوزیان. او این ۳جلد كتاب را بیش از همه آثارش دوست دارد. ۵ ـ حقوق مدنى: دكتر كاتوزیان بیش از ۲۰جلد كتاب درباب موارد مختلف حقوق مدنى از جمله خانواده، تعهدات، قراردادها، مسؤولیت هاى مدنى، ارث و وصیت و… نوشته است.
6 ـ نظریه عمومى حقوق ۷ ـ كلیات حقوق ۸ ـ آزادى اندیشه و بیان: دكتر كاتوزیان این كتاب را به سفارش سازمان ملل متحد در مورد آزادى اندیشه و بیان در ایرانانجام داده است. درتدوین اولین قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران نیز نفش داشته است. توصیه های دکتر کاتوزیان: ۱-جمله اى كوتاه، پرمغز و ماندنى. حكایت آینه و جوان و پیر و خشت خام. «به جوانها مى گویم اگر از چیزى عصبانى هستید مراقب باشید، میراث گرانبهاى چندین و چندساله پدرانتان را از روى عصبانیت به زمین نزنید...» که منظور فقه وحقوق اسلامی است.و این تمام پختگى و حوصله پیرمردى سفیدموى و مرتب را نشان مى دهد كه شمرده شمرده سخن مى گوید و هیچ عجله اى براى گفتن ندارد. دكتر ناصر كاتوزیان حالا درآستانه ۷۳سالگى است. با آنكه جدى است اما مهربانى و شفقت در چشمانش موج مى زند. متین، صبور، مؤدب و خوش سخن و البته آراسته.
۲-بزرگترین معضل نظام حقوقى ما چیست؟ خیلى از حقوقدانها كارایى خود را از دست داده اند؟ دكتر كاتوزیان فراموش شدن جامعه از سوى حقوقدانان را عامل عمده نقصان مى داند و مى گوید «آنها فكر مى كنند همه چیز در قانون باید گفته شود و منبعث از قانون است، درحالى كه حقوق غیر از قانون است. قانون بخشى از حقوق رسمى است كه توسط قوه مقننه و مجریه وضع مى شود، ولى این اندیشه ها هستند و جامعه و سازمانهاى اجتماعى كه حقوق را مى سازد و زمینه هاى اصلى اش را فراهم مى كند.» ۳- دلیل عقب ماندگى ما از كاروان تمدن : دكتر كاتوزیان دو دلیل را علت عقب ماندگى ما از كاروان تمدن و چسبندگى بیش از اندازه مان به قانون مى داند. اول) عجز از شناخت معنای واقعی فقه: حقوق ما نتوانسته است معناى واقعى فقه را بشناسد و همین ضعف عمده به قوانین ما سرایت كرده است و فكر مى كنیم همه چیز باید در قانون باشد و همه چیز را قانون به ما بگوید. در واقع ما فراموش كرده ایم كه عرف و عادت و هنجارهاى اجتماعى و نیازهاى آن نیاز مبرم به مراجعه ما به قوانین فقهى و بررسى دوباره آنها دارد. ضمن آنكه این عوامل خود نیازهایى را به وجود مى آورد كه این نیازها موجب به وجود آمدن قواعدى مى شود كه حتى دولتها را مجبور به وضع قانونى آنها مى كند. او در این باره مى گوید «درست است كه دولتها مقتدر هستند.اما این اقتدار كاملاً ظاهریست و دولت از اطراف تحت فشارهاى متعدد اجتماعى است كه بخش عمده اى از آنها منبعث از نیازهاى اقتصادى و حتى سنتها واخلاق و مذهب است و این ها در واقع در حال مبارزه با یكدیگرند. قانونى كه وضع مى شود نتیجه پیروزى یكى از این فشارها بر سایر نیروها است. ما فراموش كرده ایم كه قوه قضاییه مى تواند در قلمرو قوانین و تفسیر آنها خود كارگزار باشد.» در واقع از نظر دكتر كاتوزیان دلیل اول عقب ماندگى نظام حقوقى ما از نیازهاى امروز سنت گرایى شدید است كه در ما وجود دارد و اجازه خلاقیت و تصمیم گیرى نمى دهد. دوم )تقلید کورکورانه ازغرب و عقب ماندگى: «ما از نظر نظام ادارى و حقوقى خیلى تحت تأثیر نظام حقوقى فرانسه قرار گرفتیم. آنها براى حقوق مدنى بعد از ناپلئون همین ارزش و تقدس را قائل بودند ولى حالا این طور نیست و آنها از این حیث خود را نو و مدرن كرده اند و ما همچنان و همان سر كلاه آى با كلاه مانده ایم.» او معتقد است «حقوقدانان حتماً باید با این شیوه هاى كهنه و منسوخ مبارزه كنند و نداى عدالت و نداى وجدان و آن عرفان حقوقى را كه به هركسى كه حقوقدان هم نیست اما وقتى یك قضیه حقوقى پیش او مطرح مى شود مى تواند تشخیص دهد كه عدالت كدام طرف است را بیشتر مد نظر قرار دهند و به آن توجه بیشترى بكنند. فلسفه وهدف علم حقوق چیست؟ دكتر كاتوزیان مى گوید: «هدف حقوق و تمام زیر و بم آن اجراى كامل عدالت و مصونیت جامعه از ظلم و بى عدالتى است.» او علت اصلى ماجراى مشروطیت را هم در همین نكته مى بیند و مى گوید : «عموى من یكى از سران اصلى مشروطیت بود و از او یادداشتهاى متعددى به دست من رسیده كه آن را در كتابى تحت عنوان «برداشتهایى راجع به تاریخ مشروطیت» به چاپ رسانده ام. در آنجا در مقدمه اش نوشته ام كه انقلاب مشروطیت در واقع قیامى براى دموكراسى خواهى نبوده است بلكه حكومت عادل مى خواسته اند و عدالتخانه.» او علت اصلی قیام مشروطیت را آراى متضاد قضات آن و فساد شدیدى كه در دستگاه قضاى آن دوران رخنه كرده بود مى داند. آزادی اندیشه علمی : دكتر كاتوزیان در باره آزادى مى گوید:«آدمى اگر نتواند آنگونه كه مى اندیشد افكارش را بیان بكند و اصلاً جرأت بیان فكرش را نداشته باشد در بحث آزادى و عدالت همچنان در خم اول این وادى باقى خواهیم ماند و این حاصل نمى شود مگر زمانى كه هر كس هر آنچه مى اندیشد را بیان كند و برخورد اندیشه ها براثر همین اصل پیش پا افتاده میسر گردد. او مى گوید: «در همین حقوق موانع فراوانى براى آزاد اندیشى وجود دارد و تا این موانع از سر راهش برداشته نشود پاى نظام حقوقى ما همچنان مى لنگد.
برچسبها: کاتوزیان, ناصر کاتوزیان, دکتر کاتوزیان, استاد حقوق ایران
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۱۲ساعت 18:20  توسط
|
جلسه اول:
حق= امتیاز،توانایی،اقتدار،سلطه حق امتیازی است که قانون هر کشور به افراد جامعه اعطا می کند تا بهتر زندگی کنند. ویژگی : 1- اعطاکننده حق=قانون 2- حمایت کننده حق =قانون 3- تضمین کننده اجرای حق=قانون(ضمانت اجرای قانونی) حق مالکیت مهمترین اصل است. حق مقابل تکلیف قرارداد مانند حق زوجیت،ابوت،نبوت قانون= در لغت یعنی خط کش قانون نظم میدهد،قانون تنظیم کننده روابط ها وبایدها ونبایدها است. قواعدهاومقرراتش باعث نظم می شود.وقتی در قانون می گویند هنجار و ناهنجار و یعنی بین آنها مرز می گذارد. قانون مشتمل بر قواعدی است که بایدها ونبایدها ، هنجارها و ناهنجارها را در جامعه برای ما مشخص می کند. حقوق=امتیازها،اقتدارها،توانایی ها،جمع حق. معنی1: از معانی حقوق دستمزد است. معنی2: تنظیم کننده روابط اجتماعی برای زندگی بهتر است. معنی3: حقوق یک علم است یک دانش است. قانون:در معنای وسیع به موجب یک تقسیم بندی قانون عام وخاص می شود. (هر درختی ،گیاه است اما هر گیاهی ،درخت نیست). روابط باعث تقسیم بندی می شود(حقوق عمومی و خصوصی) تقسیم بندی حقوق به صورت کلی: حقوق عمومی وخصوصی: حقوق عمومی(اشخاص ،مردم) ----------->دولت(به مفهوم عام) حقوق خصوصی(اشخاص ،مردم) ----------->(اشخاص ،مردم) حقوق داخلی(ملی)،حقوق خارجی(بین المللی) دولت به مفهوم عام=کل قوای حکومت(مقننه برای وضع قانون،قضاییه و مجریه برای اجرای قانون) دولت به معنای خاص=قوه مجریه درمعنای کلی یک تقسیم بندی داریم به نام،قانون به معنای عام و خاص قانون به معنای عام سه شاخه می شود: 1-قانون اساسی(خاص)2-قانون عادی مصوبات مجلس شورای اسلامی(خاص) 3-آیین نامه مثل:مصوبات هیئت وزیران(عام) به سلسله مراتب باید توجه کرد از بالا به پایین لازم است از بالایی تبعیت کنند. قانون اساسی: معتبرترین ومهمترین واساسی ترین سند حقوقی هر کشور است. مرجع تصویب بازنگری قانون اساسی با قوانین دیگر متفاوت است. در قانون اساسی کلیات را گفته شده و جزییات را نمی گویند. مجلس دو بخش دارد: 1- شورای اسلامی که تصویب می کند 2- شورای نگهبان که نظارت و کنترل می کند. بازنگری از طریق : 1- نمایندگی در مجلس 2- همه پرسی شورایی به نام شورای موسس تشکیل می شود که برای تدوین قانون اساسی است. تایید نهایی ازطریق برگزاری رفراندوم صورت می گیرد. بازنگری قانون اساسی در زمان ضرورت صورت می گیرد که تشخیص این ضرورت با رهبری است و برای اجرای این قوانین یک سری قوانین خاص می خواهیم(قانون مدنی وتجارت و...) که ریشه ی همه اینها قانون اساسی است. قوانین عادی قوانین عادی در مجلس شورای اسلامی تصویب می شوند قبلا دو مجلس بود یکی نظارت می کرد ودیگری قوانین تصویب می کرد ولی الان یک مجلس با دو بخش داریم: بخش اول-تصویب قوانین در شورای اسلامی ، بخش دوم-شورای نگهبان شورای نگهبان فقط نظر می دهد وکنترل می کند ولی شورای اسلامی تصویب می کند.مرجع سومی هست که اگر اختلافی بین این دو پیش آید،مجمع تشخیص مصلحت نظام داوری را بر عهده دارد. آیین نامه : دستورالعمل است. آیین نامه اجرایی:آیین نامه ای است که نحوه اعمال و اجرای قانون خاصی را بیان میکند. قوانین دو دسته اند، شکلی وماهوی: قوانین ماهوی:راجع به ماهیت وطبیعت و مفاهیم حق بحث می کند یعنی اینکه در قوانین ماهوی اقسام ،شرایط ایجاد و یا در بحث کیفری هر عمل ارتکابی مجرمانه نیست و یا جرم چیست،مجازات آن چیست،یا عناصر قانونی و معنوی و مادی جرم چیست.بحث می کند. ولی قوانین شکلی برای رسیدگی که کجا بردم و یا کی صالح است،طریقه رسیدگی ،نحوه رسیدگی مراجع صالح بر رسیدگی که به فراخور مدنی بودن موضوع دعوا و یا کیفری بودن موضوع دعوا تقسیم می شود را در بر می گیرد. حقوق تجارت:شعبه ای از حقوق خصوصی است که بر روابط و معاملات بین تجار وبنگاه های تجاری با استفاده از قوانین تجاری حاکم است،ابزارش قانون است. به عبارت بهتر حقوق تجارت مجموع قواعد و مقررات و اصولی است که بر روابط حقوقی و معاملات بین تجار و اموری تجاری را تعریف و تنظیم می نماید و برآنها حاکم است. حقوق تجارت قوانین عادی است و در رابطه با ماهیت بحث می کند.اعمال تجاری را تعریف می کند.قاعدتا یک قانون ماهیتی است. در روابط و معاملات تجار صحبت می کند. نکته:لفظ تجارت در علم حقوق،مفهوم گسترده ای از این لفظ در علم اقتصاد دارد زیرا در علم حقوق هم شامل اعمالی می شود که از نظر علم اقتصاد جنبه ی تجاری دارد(مثل خرید و فروش کالای تولید شده) شامل اعمالی می شود که جنبه ی تولید دارد(صنعت) و هم شامل اعمال خدماتی می شود. منابع حقوق تجارت دو دسته اند: 1-منابع رسمی 2-منابع خصوصی منابع رسمی شامل دوسته است: 1-منشاء قانونگذاری:متون قانونی وآیین نامه ها (قانون اساسی-قوانین عادی-مصوبات دولت ) 2-منشاء قضایی :رویه قضایی منابع خصوصی شامل دو دسته است: 1-عمل فعالان تجاری 2-عقاید علمای حقوق تجارت جلسه دوم: آزادی در انتخاب شغل قانون تجارت از قوانین عادی محسوب می شود پایه اصل مالکیت،قانون تسلیط است ماده سی قانون مدنی (خیلی مهم است) بیان کننده اصل مالکیت است هر مالکی نسبت به ما یملک خود حق دارد ،مگر اینکه استثناء شده باشد. قاعده اصلی مالکیت قاعده استثناء(قاعده لاضرر) ملک دومعنا دارد: 1-مال منقول 2-مالی که دارای مالک است.در قانون اساسی اشاره شده و اهمیت خاصی دارد. اصل 44 قانون اساسی مهم است. مقرر داشته است هر کس مالک حاصل کسب و کارش است و هیچکس نمی تواند به عنوان مالکیت نسبت به کسب و کارش امکان کسب وکار را از دیگری سلب کند. اصل 46،آزادی تجارت مشروع که با اصول قانون اساسی نباید مغایرت داشته باشد. قوانین عادی 2دسته است: 1-قوانین ناشی از قوه مقننه که وظیفه ذاتی آن وضع قانون است(مجلس) 2-مصوبات دیگر:شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام.نظارت و تایید وحل کردن اختلاف مابین شورای نگهبان و مجلس شورای اسلامی.صفحه24مهم است قانون مدنی 5خط آخر را بخوانید.در زمان تعارض بین قانون تجارت یا مدنی. حمل ونقل= متصدی حمل ونقل ومسئولیت او نکته:در قانون مدنی و قانون تجارت در خصوص مسئولیت متصدی حمل ونقل تعارض وجود دارد قانون مدنی دو ماده 513و قانون تجارت در مواد 378و386 خود به بیان این مسئله پرداخته است بطور خلاصه در قانون مدنی اصل بر عدم مسئولیت متصدی حمل ونقل است و تابع عقد اجاره اشیاء،اجاره اشخاص،اجاره حیوانات است. اجاره اشخاص دو دسته است: 1-اجاره خدمه کارگر 2- اجاره متصدی حمل و نقل اما در قانون تجارت اصل بر مسئولیت متصدی حمل و نقل است.قرارداد حمل ونقل تابع مقررات یا قانون عقدوکالت است. نکته:تقصیز اعم است از تعدی (تجاوز)و تفریط(کمتر از حدمتعارف) حدمتعارف(بیشتر تعدی است و کمتر تفریط است) هر کس بیشتر یا کمتر از حد متعارف عمل کند تقصیر گفته می شودومقصر است. اگر برای مالی اتفاقی بیفتد اصل بر این است که باید کسی که فاعل است مسئول است،قانون او را مقصر وضع کرده و اگر می گوید مقصر نیستم باید اثبات کند. عالم ثبوت:نفس الامر هر چیزی یا وجود داشتن عالم اثبات:مایملک به چیزی قاضی تا زمانی که اثبات نشده که تصمیم بگیرد در مرحله ثبوت است وقتی تصمیم گرفت وارد مرحله اثبات می شود. قانون تجارت مواد378و386وقانون مدنی ماده 513را بخوانید. صفحه 26کنوانسیون های قرارداد بین اللملی،صفحه 27مصوبات نگهبان، صفحه 29 مصوبات هیئت وزیران وصفحه30را بخوانید. اگر در مورد مسئله خاصی رای صادر کردند آنقدر شیوع پیدا کرده که به عنوان یک روش پیش گرفته شده است(بین قضات) نظریه مشورتی=اختیاری است در حد مشورت وحدت رویه=آراء وحدت رویه که توسط هیئت عمومی وحدت رویه دیوان عالی کشور صادر می شود آرایی است که در مواردی که بین دو رای مخالف ،متضاد،متعارض صادر می شود و مشخص میکند که کدام یک از اینها صحیح است . نکته مهم در این خصوص آن است که آراء وحدت رویه بر خلاف نظریات مشورتی لازم الاجرا ست یعنی در حکم قانون است و ازبین نمی رود، نسخ نمی شود،لغو نمی شود مگر به حکم قانون. لذا چنانچه پس از صدور ای آراء قضیه ای مشابه قضیه مذکور اتفاق بیفتد قضات محاکم و همه ی افراد لازم است از آن پیروی کنند. رویه قضایی در ایران رویه قضایی خاصی در خصوص حقوق تجارت آنگونه که نیاز است وجود ندارد وتعداد آراء موجود بسیار کم است. اصولا قضات محترم همانگونه که به مسائل مدنی رسیدگی می کنند با همان دید به مسائل تجاری نیز می پردازند در صورتی که لازم است در خصوص مباحث تجاری قضات متخصص این رشته و با عنایت به مباحث تخصصی تجارت و با دیدی تخصصی به رسیدگی و صدور رای بپردازد. جلسه سوم: منابع خصوصی به دو قسمت تقسیم می شود: 1-عمل فعالان تجاری 2-عقاید علمای حقوق تجارت عرف عملی است که افراد در اثر کثرت استعمال و شیوع جا می افتد. عمل فعالان تجاری: اصولا قاعده ای که فعالان تجاری به آن عمل می کنند بدون آنکه قانونی به آن اشاره نماید عرف می گویند.اما گاهی اصطلاح عرف و عادت،عادت و گاه رسم،در این خصوص به کار می رود. حقوقدانان در این خصوص عقاید مختلفی دارند اما به نظر آقای دکتر اسکینی که صحیح می باشد مفاهیم یا عادت یا متعارف همگی یک معنا داشته و به قاعده ای گفته می شود که مردم و تجار بر حسب مورد به آن عمل می کنند. نکته مهم آن است که آن را دارای ضمانت اجرای حقوقی نیز می دانند بدون آنکه موضوع "قانون نوشته یا قانون مدون" باشد. رسم نیز مترادف عرف و عادت است اما به دلیل آنکه در عبارات قانونی استفاده نشده است نیازی به بحث در این خصوص نیست.عرف تجاری مخصوص حقوق تجارت است اما چنانچه در موضوعی عرف تجاری خاص وجود نداشت.عرف عام راجع به معاملات در مورد معاملات تجاری نیز اعمال می شود. ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** * سوال: 1- چگونه می توان عرف را احراز نمود؟ اثبات آن بر عهده مدعی است البته دادگاه نیز باید آن را مسلم بداند که با رجوع به کارشناس مشخص می شود.اما دقت شود دادگاه می تواند طبق قواعدی عام آیین دادرسی مدنی نظر کارشناس را مورد تردید قرار دهد. سوال: 2-آیا عرف در برابر قانون نوشته معتبر است؟ اگر چه عرف نیز مانند قانون نوشته معتبر است اما اگر قانونی باشد که مخالف عرف باشد. کدامیک مرجح (ارجحیت) است؟ قانون امری:حتی نمی توان خلاف آن را تراضی نمود(توافق دو اراده را تراضی گویند) اراده طرفین(عرف و عادت) قانون تکمیلی:قانونی است که می توان بر خلاف آن تراضی کرد ولی در مورد قانون امره نمی شود. قانون تقسیم می شود به قانون امری و آمره یعنی ضرورت دارد و باید اجرا شود ولو با تراضی عقد یا قرارداد=توافق دو یا چند اراده به منظور ایجاد اثر حقوقی (نتیجه) اثر حقوقی بیع = تملیک و مالکیت مبیع منتقل می شود. مراحل تشکیل اراده: اولین بار که وارد ذهن شخص می شود که ماشین بخرم خطور می کند. تا این اراده ابراز و انشاء نشود خریده نشده است دو اراده طرفین می شود توافق در صورت ابراز و اعلام قصد انشاء در نهایت منجر می شود انشا معامله و ایجاد معامله توافق دو اراده. ماده 10قانون مدنی (اصل آزادی اراده قرارداد ها) اراده اگر خلاف قانون و شرع نباشد لازم الاجرا است. بعد از اراده طرفین باید به عرف مراجعه کرد. نتیجه سوال 2 اگر قانون آمره باشد عرف در برابر آن نمی تواند مقاومت کند اما اگر قانون جنبه آمره نداشته باشد یعنی تکمیلی باشد پس می تواند بر تکمیلی ارجحیت داشته باشد باید عرف در صورت وجود ترجیح داده شود پس در اینجا نیز باید فرض کرد که طرفین آنرا به طور ضمنی و تلویحا پذیرفتند یعنی به طور ضمنی برآن توافق نمودند. سوال3-تکلیف جهل به عرف چیست؟ جهل به عرف هم رفع تکلیف نمی کند مانند جهل به قانون (جهل به حکم رفع تکلیف نمی کند) استثناء دارد بر این اصل: هر گاه طرفین قرارداد در یک شعبه کاری ،تجاری فعالیت کنند باید فرض کرد عرف کاری خود را ،عرف تجاری خود را می شناسد و نسبت به آن آگاهند در غیر اینصورت به سخنی می توان عرف تخصصی یکی از طرفین را به دیگری تحمیل کرد. عقاید علمای حقوق تجارت: دومین شاخه منبع حقوق خصوصی است که دومین منبع حقوق تجارت است میباشد دقت شود عقاید علمای حقوق این نظریات قاعدتا جنبه ارشاد یت دارد یعنی الزام آور نیست،دادگاهها و محاکم اجبار به رعایت آن ندارند این عقاید غیرمستقیم بر حقوق تاثیر دارند در تدوین و تحول حقوق و تفسیر قوانین و مقررات موضوعه و پیشنهاد در اصلاح قوانین به چشم می خورد. اما به نظر می رسد به تدریج به آن سمت می رویم که در غالب آراء داوری در حد قواعد حقوقی باشند.(یعنی داوری خیلی به نفع است در وقت ،هزینه و اطمینان) جلسه چهارم موضوعات حقوق تجارت چهار دسته است: 1- کلیات حقوق تجارت یا جنبه های علمی وحقوق تجارت یا به عبارت بهتر قواعد کلی حاکم بر فعالیت های تجاری است. 2- قواعد راجع به شرکتهای تجاری را بحث می کنیم. 3- اسناد تجاری و قواعد مربوطه است.هر مدرکی ،هربرگه ای که سندیت داشته باشد و از نظر قانونی پذیرفته شودوموضوعش تجاری باشد(مثل فاکتور) و رسمی بودنش ارجحیت داشته باشد را اسناد تجاری گویند. 4- قواعد راجع به ورشکستگی است. مهم خیلی مهم سوال: حقوق تجارت ،حقوق تجار است یا معاملات تجاری؟ پاسخ: به دو نظریه موضوعی و شخصی اشاره می کنیم. که اصولا در برابر یکدیگر قرار دارند ،عده ای معتقدند حقوق تجارت،حقوق معاملات تجاری است که این نظریه ،نظریه موضوعی بودن حقوق تجارت است. 1-در نظریه موضوعی: اساس و مبنای حقوق تجارت در معاملات تجاری استوار است در نتیجه هر شخصی که معاملات تجاری انجام می دهد باید تابع مقررات و اصول حقوق تجارت باشدمانند کشور اسپانیا ،فرانسه،بلژیک،و تاحدودی جمهوری اسلامی ایران 2-نظریه شخصی : نظریه ای است که طرفداران آن معتقدند حقوق تجارت،حقوق تجار است یعنی اشخاص که بنا به عادت تاجر شناخته می شوند،تابع حقوق خصوصی به نام حقوق تجارت هستند. حقوق تجارت طبق این نظریه حقوقی است که برروابط بین تجار حاکم است و بیشتر جنبه ی یک نوع حققو صنفی را دارد و هیچگونه معامله ای و صنف تجاری ندارد مگر آنکه بوسیله تاجر صورت پذیرد.کشورهایی مثل آلمان،تابع این نظریه هستند. حال سوال این است که : در ایران ملاک موضوعی یا شخصی است؟ درایران به تبع فرانسه موضعی دوگانه اتخاذ شده است طبق ماده یک قانون تجارت تابع نظریه موضوعی هستیم این ماده مقرر داشته است تاجر کسی است که به معاملات تجاری می پردازد.اما طبق ماده سه قانون تجارت که مقرر داشته است تقریبا کلیه معاملات تاجر تجاری است. (معاملات تجاری تبعی)تابع نظریه شخصی هستیم اما به نظر اکثریت حقوقدانان حقوق تجارت ما بیشتر به سمت نظریه موضوعی متمایل است. سوال: تاجر کیست؟ماده یک قانون تجارت تاجر کسی که که شغل معمولی خود را معاملات تجارتی قراردهد، منظور از کسی در این ماده هم شخص حقیقی است و هم شخص حقوقی علی رغم اینکه واژه کسی تنها یا ظاهرا شخص حقیقی را می رساند،اما می دانیم که شرکتهای تجاری که از مصادیق بارز اشخاص حقوقی هستند قاعدتا تجاری تلقی می شود پس به طور قطع یا به یقین باید کسی را شخص بدانیم (اعم از حقیقی یا حقوقی) شغل چیست؟ در تعریف شغل نمی توان پاسخ قاطعی داد اینکه باید اوصافی را در آن ضروری بدانیم صحیح است اما این اوصاف قاطع وکامل نیستتند برخی معتقدند شغل به عملیاتی گفته می شود که توسط افراد به صورت مکرر انجام شود اما این کافی نیست به نظر آقای دکتر اسکینی اصولا علاوه برتکرار باید برای امرار معاش باشد یعنی به صرف تکرار نمی توان عملی را شغل تلقی کرد. بحث بعدی معمولی بودن است. به نظر آقای دکتر صفت معمولی که در این ماده آمده است بیهوده است زیرا لفظ شغل به تنهایی کافی بوده و ما را به مقصود می رساند.زیرا شغل مبیّن تکرار عمل است ونیازی به تاکید ندارد. بحث بعدی معاملات تجاری است.مهم مهم مهم امور تجاری چیست؟ منظور از امور تجاری امور احصا شده(نامبرده شده) در ماده 2 ق.ت است. البته در برخی قوانین خاص نیز به این امور اشاره شده است. مثال:تصویب نامه راجع به انبارهای عمومی نکته:دقت شود ضرورت ندارد که حتما هر شخص برای آنکه تاجر تلقی شود صرفا به انجام اعمال تجاری بپردازد باز هم تاجر محسوب می شود. نکته:چنانچه فرد مبادرت به انجام عمل تجاری به صورت پنهانی نماید مثل قاچاق باز هم تفاوتی نمیکند. نکته:حتی اگر شخص بوسیله اشخاص دیگر به ظاهر به نام خود اما به حساب او عمل می کنند،مبادرت به این کار نماید باز آن شخص تاجر محسوب می شود. نکته فوق العاده مهم: 1-بند3ماده 3ق .ت مقرر داشته است: کلیه معاملاتی که اجزا یا خدمه یا شاگرد تاجر برای امور تجارتی ارباب خود انجام می دهد تجاری است. در نتیجه انجام دادن این اعمال برای ارباب یعنی کسی که امر کرده تجاری است نه برای انجام دهنده آن- 2-مدیران شرکتهای تجاری نیز همین وضع را دارند چون معاملات مربوط به شرکت به نام و حساب شخصی حقوقی انجام می شود.مدیران تاجر محسوب نمی شوند.اگر چه خودشان مبادرت به انجام معاملات تجاری شرکت کرده باشند. "مدیرعامل شرکت نماینده قانونی شرکت است". جلسه پنجم: هر چند در بعضی از موارد ممکن است به لحاظ عدم قدرت پرداخت دیون بطور تضامنی به پرداخت دیون شخصی حقوقی محکوم شوند(م 143 لایحه ق. ت 1347مربوط به شرکتهای سهامی عام) -در خصوص تاثیر ثبت نام تاجر در دفتر ثبت تجاری: اگر چه ثبت نام در دفتر ثبت تجاری طبق م 16 ق.ت و آیین نامه مربوط به آن لازم است اما این موضوع در تاجر محسوب شدن شخص تاثیر ندارد.صرفا باید اثبات شود که شخص حقیقتا به اعمال تجاری به صورت حرفه ای می پردازد. در خصوص نکته فوق بسیاری از ابزار مادی که شخص استفاده می کند در برخی موارد می تواند بیانگر تاجر بودن وی باشد. مثال:وجود کارخانه دستگاه های تولیدی استفاده از کارگر و غیره می توانند برای اثبات تاجر بودن شخص بدان و آدرس کمک کنند حتی می توانند ثبت در دفاتر تجاری را اماره تاجربودن شخص در نظر گرفت اما باید توجه داشت که می توان خلاف این اماره را نیز اثبات کرد.(اماره یعنی دلیل) نمونه سوال: احمد در کنار اشتغال به اعمال تجاری در ماده 2ق.ت به فعالیت غیرتجاری در حوزه های هنری ورزشی فرهنگی می پردازد با این فرض که این عمل تجاری را به صورت پنهانی انجام داده است حال استدلال نمایید، احمد تاجر است یا خیر؟ بند3ماده3قانون تجارت مقرر د اشته است کلیه معاملاتی که اجزا یا خدمه یا شاگرد تاجر برای امور تجارت ارباب خود مینمایند تجاری است با توجه به این ماده در فرضی که علی به عنوان مدیرعامل یک شرکت تجاری (شخص حقوقی)مبادرت به انجام معامله ای از موارد احصا شده (نامبرده شده) در ماده2ق.ت می نماید،بطورمثال مواد اولیه برای کارخانه شرکت تولیدی از حسن که عمده فروش این مواد است می خرد حال استدلال نمایید ،آیا تاجر محسوب می شود یا خیر؟ چنانچه علی همین معامله را همان شخص و همان موضوع جهت تهیه مواد اولیه کارگاه خودش انجام دهد وضعیت چگونه است،آیا تاجر است یا خیر استدلال کنید؟ روش حل مسائل حقوقی: اول فرض های مختلف را مشخص کنید. دوم نکات را بیرون بکشید سوم نتیجه گیری کنید. -می خواهیم بدانیم انجام عملیات تجاری به اصالت است یا به نمایندگی و وکالت چگونه است که عملیات تجاری باید اصالتا صورت بگیرد نه به نمایندگی و وکالت تا بتوان شخص انجام دهندآن را تاجر دانست،دقت شود قائم مقام نیز مانند اصیل تاجر محسوب می شود اما نماینده تاجر نیست. -محل کسب و کارتاجر ملاک تشخیص تاجربودن او نیست،یعنی اگر چه این مورد مهم است مثل ثبت نام تجاری اما فاکتور اصلی ومنحصر جهت تاجر محسوب نمودن شخص نیست. دو نکته بسیار مهم: نکته:کسبه جز تاجر محسوب می شوند اما از برخی از مقررات قانون تجارت معاف اند. مثال:مکلف به داشتن دفاتر تجاری نیستند،نام آنها ثبت نمی شود و دادخواست اعصار از آنها پذیرفته می شود. مشاغل:شوفر-گارچی-متصدیان حمل ونقل که درآمد سالیانه آنها از مبلغ مقرر در آیین نامه جدید کمتر است. نکته آخر:در خصوص عضویت در سندیکاها،یعنی کسانی که بر اساس منفعت مشترک معمولا در مورد یک صنف خاص گردهم آمده و مبادرت تبادل اطلاعات گفتمان و غیره می نمایند.مصداق بارز آنها سندیکاهای کارگری هستند.(تعریف سندیکا) در مورد عضویت سندیکاها در کشور ما باید بیان داشت که این فعالیت ها مطلقا تجاری محسوب نمی شوند. اشخاص حقوقی تاجر دو دسته اند: 1- اشخاص حقوقی موضوع حقوق خصوصی 2- اشخاص حقوقی موضوع حقوق عمومی 1- اشخاص حقوقی موضوع حقوق خصوصی: 1-1-شرکت های تجاری 1-2-تشکیلات غیرتجاری 2-اشخاص حقوقی موضوع حقوق عمومی: 2-1- دولت وتشکیلات و موسسات دولتی 2-2-شرکتهای دولتی شرکتهای تجاری: -شرکتهای تجاری،تاجر محسوب می شوند چه موضوع آنها تجاری باشد(شرکتهای موضوعا تجاری)و چه از لحاظ شکلی (صورت قانونی) و(شرکتهای شکلا تجاری) تجاری محسوب شوند. به احصاء شرکتهای تجاری پرداخته است. -مدل یک تقسیم بندی کلی شرکتهای تجاری: اولی-شرکتهای سرمایه ای:در این شرکتها آنچه مهم است سرمایه است مصادیق این شرکتها عبارتند از :سهامی عام,سهامی خاص،مختلط سهامی و تعاونی. دومی-شرکتهای شخصی یا اشخاص: آنچه مهم است و عامل اصلی تلقی می شود است نه سرمایه مصادیق:شرکتهای تضامنی-نسبی-مختلط غیرسهامی و با مسئولیت محدود. شرکت با مسئولیت محدود: برخی طبق ماده102ق.ت. که اکثریت خاصی را برای نقل وانتقال سهم الشرکه در این شرکت پیش بینی نموده است این شرکت را در زمره شرکتهای اشخاص قلمداد نموده اند. مدل دوم: 1-شرکتها ی سرمایه ای:سهامی عام-سهامی خاص با مسئولیت محدود 2-شرکتهای شخصی یا اشخاص:تضامنی ونسبی 3-شرکتهای مختلط:شرکت مختلط سهامی وشرکت مختلط غیرسهامی 4-شرکت تعاونی -شرکت سهامی عام وخاص:طبق ماده یک لایحه اصلاح قسمتی از قانون تجارت1347-شرکت سهامی شرکتی است که سرمایه آن به سهام تقسیم شده است و مسئولیت صاحبان سهام محدود به مبلغ اسمی سهام آنها است. -تعریف سهم چیست؟قسمتی از سرمایه شرکت است که مشخص کننده میزان مشارکت و تعهدات و منافع صاحبان آن در شرکت سهامی می باشد. -تعریف ورقه سهم؟سند قابل معامله ای است که بیانگر تعداد سهامی است که صاحبان آن در شرکت سهامی داراست. -اقسام سهام: 1-سهام بی نام 2-سهام با نام 3-سهام ممتاز یا ممتازه 4-سهام موسس 5-انتفاعی سهام بی نام:سهامی است که نام دارنده در آن درج نمی شود و به صورت سند در وجه حامل تنظیم می شود،دارنده آن مالک است(مگر خلافش ثابت شود،براحتی قابل نقل وانتقال بوده و انتقال مالکیت باقبض واقباض یا تسلیم وتسلم صورت می گیرد) این نوع سهام دارای معایبی است که عمده ترین آن در صورت سرقت یا مفقود شدن یا خیانت در امانت اثبات مالکیت دشوار است. سهام با نام:سهامی است که نام و مشخصات صاحب سهم در ورقه سهم و در دفتر ثبت سهام شرکت درج می شود و در مواردی صدور این سهام الزامی است. سهام ممتاز:سهامی است که غیر عادی است دارای مزایایی نسبت به سهام دیگریا عادی می باشد،امتیاز مادی است سود بیشتر یا حق رای برای دارنده آن. نکته :اصل در شرکتها سهامی تساوی حقوق سهام داران است مگر در دو مورد. الف-شرکت دچار مشکلات مالی شود و نتواند منابع مالی مورد نیازش را براحتی تامین کند در این صورت ناچار است با تعیین امتیازات بیشتری مبادرت به دعوت از سهام داران جدید نماید. ب-هنگام افزایش سرمایه شرکت که از ذخایر مالی خود به این منظور استفاده می کند و درنتیجه باید حقوق بیشتری برای سهام داران سابق شرکت در نظر بگیرد.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۰۵ساعت 3:45  توسط
|
بسم الله الرحمن الرحیم هست کلید در گنج حکیم سلام از اسامی خداست سلام بر شما همزمان با ولادت با سعادت امام علی علیه السلام این وبلاگ را ایجاد کردیم. هدف از ایجاد این وبلاگ ارائه خدمات آنلاین برای دانشجویان رشته حقوق می باشد. در این وبلاگ سعی بر ارائه جزوات حقوقی که توسط دانشجویان و اساتید این رشته تهیه شده ، بوده است امیدواریم توانسته باشیم در راستای خدمت رسانی به تمامی دانشجویان رشته حقوق قدمی کوچک برداشته باشیم. با تشکر
برچسبها: حقوق, دانشجویان, جزوه, مقاله
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۰۵ساعت 3:21  توسط
|
|